تبليغاتX
خانم کپی

پیوندهای روزانه

پنجشنبه بیست و ششم مرداد 1385

كمك به لبنان فريضه اي الهي!

نمی دونم چه جری بگم. از کجا شروع کنم . چی بگم! اصلا بگذارین از زبون همون کارگری بگم که امروز با بابام درددل می کرد. می گفت :

۱۲ ساله دارم توی کارخانه ریسندگی کار می کنم، اما هنوز كه هنوزه قراردادي هستم ، هنوز كه هنوزه نمي تونم فردامو تضمين كنم ، هنوز كه هنوزه نتونستم يه لباس خوب واسه پسرم بخرم (اشاره اي به پسر كوچيكش انداخت).

۱۲ ساله دارم توي اين كارخانه كار مي كنم، جون مي كنم تا خرجي زن وبچه ام رو در بيارم. تو اين دوره زمونه به آدمي با حقوق ۱۵۰ هزار تومن فحشم نمي دن چه برسه ...

مملكت ما به جاي اين كه به خودش نگاه كنه ، به مردمش نگاه كنه ، چسبيده به اين لبنان و فلسطين!

از صبح تا شب برنامه هاي تلويزيون ، راديو ، روزنامه ها ، همه و همه شده حرف لبنانو كمك به لبنان!

همش تصوير بچه هاي لبنان رو نشون مي دن و شماره حساب كمك به اونارو اعلام مي كنند.من نمي گم نبايد كمك كرد ولي تا وقتي كه بچه ي خودم گرسنه اس، تا وقتي كه بچه ي خودم نمي تونه لباس نو بپوشه، تا وقتي كه اين همه جوان بيكار و مردم فقير تو اين جامعه داريم، واسه چي بايد به لبنان و فلسطين كمك كنيم؟؟؟

خيلي چيزهاي ديگه هم گفت. خيلي دلش پر بود و ... ! اما كو گوش شنوا؟

جدا كو گوش شنوا؟ ماها نمي فهميم اين قشر فقير جامعه كه تعدادشون كم هم نيست چي مي گن! نه من نه شما نه هيچ كس ديگه! فكر مي كنم جامعه وبلاگ نويسان و كاربران اينترنت كشور از قشر متوسط به بالا باشند.

ما تا وقتي كه جاي اونا نباشيم، تا وقتي كه يه شب گرسنه نخوابيم تمي تونيم حرف اونا رو بفهميم! نمي تونيم!

فقط بعضي وقت ها مي تونيم براشو دلسوزي كنيم مثل الان من! همين

نوشته شده توسط پرستو در 21:55 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه بیست و پنجم مرداد 1385

در را باز کنيد، برای بردن ماهواره های شما آمده ايم!

نوشته شده توسط پرستو در 22:13 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه بیست و چهارم مرداد 1385

منو تایید نکنید!

یه لینک جالب به نام وقتی به یه نفر می گی مادرت رو ..... عکس العملش چیه؟ 

پ.ن. من بی ادب نیستما ! گفته باشم! خب یه کم جالب بود

 

 یه سوال کوچیک یا شایدم خیلی بزرگ:

طبق احکام دین اسلام اگر یک مسلمان بخواهد دینش را تغییر دهد ، حکمش اعدام است!!!

آخه چرا؟

من هر چی فکر می کنم می بینم این یه جورایی بی انصافیه! نمی خوام کسی منو تایید کنه! دین اسلام بدون دلیل و منطق یه چیزیو نمی گه!

لطفا یکی واسم دلیلشو بگه

پ.ن. من دینم رو دوست دارم. یه دفعه فکر نکنید می خوام تغییر آیین بدم. دارم رو دینم تحقیق می کنم.

 

راستی من ۳ روز داشتم دنبال کلمه ای می گشتم که پ.ن. مخففشه!  آخرش تو هری پاتر پیدا کردم: پ.ن = پی نوشت!

پ.ن. فکر نکنید من خنگما! خب یه چیزایی رو آدم نمی دونه، باید بره دنبالش تا یاد بگیره

خانم کپی

نوشته شده توسط پرستو در 22:16 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه بیست و سوم مرداد 1385

تحریف تاریخ

دیروز یه لینک به نام پاسخ یزدگرد سوم به نامه عمر داده بودم که بعد از تحقیق و بررسی های بسیار سخت!!! و با راهنمایی موسی و آ سید تقی فهمیدم حقیقت نداره!

موسی یه لینک از نقطه بهم داد که درباره اون بحث شده بود. یه کمشو براتون می ذارم بقیشم برین تو ادمه مطلب بخونید:

 

 
چگونه تاريخ را در سه سوت تحريف كنيم؟



■ اين مطلب نامه‌پراكني عمر و يزدگرد بدجوري مشكوك مي‌زند! مشكوك كه چه عرض شود، به طرز خنده‌داري دم خروس «پان‌ايرانيسم افراطي» و تعصب سلطنت‌طلبانه از گريبان لحن و نگارش آن پيداست. اين كه آيا مكاتبات ديپلماتيكي با اين شيوه و لحن و ادبيات در آن زمان بوده و يا خط مذكور دقيقاً خط عربي صدر اسلام است و اين كه چنين سندي در موزه لندن وجود دارد و اگر وجود دارد تا چه اندازه معتبر و واقعي است، كارشناسان بايد نظر بدهند. اما اگر كارشناس هم نباشيم با كمي دقت مي‌بينيم كه شيوه‌ي نگارش به ويژه پاسخ شاه ساساني به شدت امروزي است و همين مساله موجب مي‌شود تا در جعلي بودن اين نامه بيشتر يقين پيدا كنيم.
اين سوال را هميشه پرسيده‌ام كه چرا عده‌اي به خاطر لجاجت با زن‌بابا مي‌خواهند كل خانه را به آتش بكشند؟ اما پرسش مهم‌تر اين است: چرا به خاطر حب و بغض، تاريخ را بايد از سر تعصب‌هاي شخصي و منافع سياسي تحريف كرد و براي جوانان به جاي آگاهي و منطق راستين، ايجاد عصبيت نمود؟

■ يكي زرتشتي شده بود. روز بعد گفتند: خب حالا سه اصل مهم دين زرتشت كه گفتيم چي بود؟ طرف گفت: گفتار نيك... بعدش...امممممم... پندار پيك... بي‌بي خشت!

■ خنده‌دارترين و جالب توجه‌ترين و در حقيقت سوتي‌ترين و ضايع‌ترين بخش نامه كه جعلي بودن آن را به اثبات مي‌رساند اين پاراگراف است:
«افسوس و اي افسوس... که ارتش پارسيان ما از ارتش شما شکست خورد و حالا مردم ما مجبورند همان خداي خودشان را اين بار با نام الله پرستش کنند و...».
اما چند خط پايين‌تر در كمال تعجب و تحير مي‌ينيم كه:
«من از تو مي‌خواهم که با الله اکبرت در همان بيابان‌هاي عربستان بماني و به شهرهاي آباد و متمدن ما نزديک نشوي!!»
جل‌الخالق! گويا برادر نويسنده نامه (آق يزدگرد!) فراموش كرده‌اند كه ارتش‌شان شكست خورده و خودشان قرار است تا مرو فرار كنند بعد براي عمر قپي مي‌آيند كه به شهرهاي او نزديك نشود! نه يزدگرد فراموش نكرده، اين نويسنده‌ي جاعلِ حواس‌پرت و امروزي نامه بوده كه قضيه‌ي دهقان فداكار و حسين فهميده را با هم قاطي كرده و در حقيقت از «گفتار نيك، پندار نيك، كردار نيك» همان پندار پيك و بي‌بي خشت يادش مانده است!
جان هر كي دوست داري يزدگردجان اگر خواستي اين بار تاريخ را تحريف كني حداقل كتاب‌هاي تاريخ ابتدايي را بخوان. حداقل كتاب‌هاي «شجاع‌الدين شفا» را بخوان كه دست‌كم غناي ادبي دارد تا گفتارت كمي با عقل آدميزاد جور دربيايد. حداقل چند كتاب ابتدايي در مورد تاريخ اسلام هم بخواني بد نيست، درد ندارد. وگرنه چنين چيزي را مگر ابلهان باور كنند.

ادامه مطلب
نوشته شده توسط پرستو در 22:29 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه بیست و دوم مرداد 1385

لینک!

احمدی نژاد هم وبلاگ نویس شد ! / ای ول بابا! بریم ازش لینک بگیریم!

ازدواج جالب دو دوست قدیمی بایک مرد بطور همزمان / فکر کنم الان میشن دو دشمن جدید!

فال حافظ به صورت آنلاین / اول نیت کنید بعد ...

چقدر این بچه ها بامزه ان! / بدون شرح!

پاسخ یزدگرد سوم به نامه عمر / جواب دندان شکنی است و بس! خواندن آن توصیه می گردد.

 

نوشته شده توسط پرستو در 22:49 |  لینک ثابت   • 

شنبه بیست و یکم مرداد 1385

کیدمن دیگر لخت ظاهر نمی شود !

  دیگه اینجوریشو ندیده بودیم / مهم عبادته ، با هر سر و وضع ظاهری! مگه نه؟

  خالکوبی / خالکوبی هم به اینا می گن! خوش به حالشون!

  سیا بشدت برای یافتن نیروهای ایرانی در لبنان هزینه میکند

» ازدواج نیکل کیدمن هنرپیشه مشهور تئاتر منجر شده او رفتارش راتغییر و دیگر حاضر نشود با بدن عریان ظاهرشود.

به گزارش سرویس ترجمه البرز نیکل کیدمن اخیرا یک پیشنهاد میلیونی را برای چاپ تصویری از او بصورت لخت برروی مجله پلی بوی رد کرده است و گفته دیگر قصد ندارد با چنین شمایلی ظاهر شود.

مدیر این مجله بشدت از رد پیشنهادش توسط کیدمن اظهار خشم کرده و گفته است :" او بعد از ازدواجش تغییر کرده و اگر من این پیشنهاد را چند ماه قبل به او می دادم او حتما آن را قبول می کرد."

منبع: البرز نیوز

نوشته شده توسط پرستو در 22:1 |  لینک ثابت   • 

جمعه بیستم مرداد 1385

کاریکاتور

نوشته شده توسط پرستو در 20:2 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه هجدهم مرداد 1385

چه قدر زیبایی!

وقتی در رویا و فکر حاضر می‌شوی !!
برایم روح تصویری می‌شود از زندگی 

چقدر زیبایی تو …  

مثل نقاشی ون‌گوگ !!!

وقتی که آفتابگران‌ها را آفرید  
وقتی که رقص نور را کشید  

و هر چیزی را در بغلش !!  

در حال عشق‌ورزی آورد 

و کاری کرد همه به بودن و دیدن افتخار کنیم …

چقدر زیبایی تو !!

منبع: نامه های عاشقانه یک پیامبر وب نویس

نوشته شده توسط پرستو در 22:39 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه شانزدهم مرداد 1385

روز پدر مبارک.

ساقه های نیلوفری از پایه های عرش بالا رفته و سرسر ولایت را به عطر

وجودی خود آراسته اند ، تا او بیاید و بر تکیه گاه پوشیده از رازقی آن تکیه

زند .

درون کعبه چه غوغایی است امروز ! ملائک ، بال در بال گستره آسمان ها

را پوشانیده اند و جبرائیل و میکائیل و اسرافیل حلقه خانه کعبه شدند تا

پر به نور وجود او بسایند !

طنین نام او هلهله شادی ملائک است جام های افلاکی عاشقان به سوی او می آیند و گیسوان سیاه شب به

یمن وجود او گل خنده های نقره ای را در میان آبشار آسمانی اش تقسیم

می کند ؛

چرا که امشب علی (ع ) می آید ! ...

با تشکر از آقای البرز نیوز به خاطر عکس های زیباشون و همچنین جمله ی زیباترشون!

نوشته شده توسط پرستو در 22:16 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه پانزدهم مرداد 1385

نهمين روز دستگيري و همچنین نهمين روز اعتصاب غذای احمد باطبي است.

من به عنوان يك پزشك مستقل كه درمان احمد باطبي را در خارج از زندان به عهده داشتم لازم مي دانم در رابطه با وضعيت جسمي احمد باطبي نكاتي را ذكر نمايم :


1- احمد باطبي به دليل بيرون زدگي ديسك هاي كمري (4و5 كمري) كه در اثر ضربه ايجاد گرديده نياز به فيزيوتراپي دائم ، دارو درماني و بررسي بيشتر جهت عمل جراحي دارد و در صورت عدم درمان و ادامه اعتصاب غذا منجربه فلج كامل حسي – حركتي در اندام تحتاني مي گردد .

2- بالا بودن هموگلوبين خون (17) كه نرمال آن بین 12 تا 14 مي باشد که در صورت ادامه اعتصاب غذا منجر به تصلب شرايين و در نهایت منجر به حمله قلبي مي گردد.

3 - بالا بودن كلسترول ، اسيد اوريك و تري گلیسيريد كه در صورت عدم درمان باعث تاثيرات غير قابل برگشت بر روي ارگانهاي حياطي بدن همچون كليه ،كبد و قلب مي شود.

4 - خون ريزي كليه كه احتمالامي تواند ناشي از بالا بودن هموگلوبين خون و يا وجود سنگ كليه باشد و نياز به بررسي بيشتر جهت یافتن علت اصلي اين خون ريزي وجود دارد .

5- ورم معده و زخم اثني عشر كه اين نيزهمچون موارد بالا مي تواند وخيم تر گشته باعث سوراخ شدن معده و يا اثني عشر گرديده و ايجاد خون ريزي داخلي نمايد .

با توجه به نكات بالا لازم مي دانم در خصوص وجود بيماري هاي متعدد جسمي آقاي احمد باطبي به تمام مسئولان و پزشكان درون زندان هشدار دهم در صورتي كه اعتصاب غذاي ايشان پايان نپذيرد و جهت ادامه درمان به خارج از زندان منتقل نگردد خداي ناكرده ايشان سرنوشتي هچون زنده ياد اكبر محمدي پیدا خواهد کرد ، جان انساني در خطر است و تا واقعه غير انساني دیگری رخ نداده به وضعيت احمد باطبي رسيدگي شود.
دكتر حسام فيروزي

منبع: كمپين آزادي براي احمد باطبي

لینک هایی جالب از سایت زیبای البرز:

برادررئيس بازرسي کل کشوربهمراه 140کيلوموادمخدردستگيرشد

هک شدن دوهزارسايت توسط ايرانيهادر20ساعت

امام زمان 16 روز ديگر ظهور ميکند!!!

تصويرجالبي ازيک کلاس درس درفلسطين

نوشته شده توسط پرستو در 22:27 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه پانزدهم مرداد 1385

یه پست خالی!

 

 

 

 

 

 

 

 

نوشته شده توسط پرستو در 15:21 |  لینک ثابت   • 

شنبه چهاردهم مرداد 1385

لینک از همه رنگ

 ترافیک جاده چالوس / مگه آدم چاره دیگه ای هم داره؟

 وقتی زنان راننده شوند! / خدا به داد این ماشین ها برسه!

 مشهورترین هنرمندان قبل و بعد از آرایش / یه کم لینکش قدیمیه!

 نامه ی فدایت شوم / خواندن این نامه هنر می خواد!

 لینکدونی آبان 2 / هم لینک بخونید و هم لینک اضافه کنید.

نوشته شده توسط پرستو در 20:37 |  لینک ثابت   • 

شنبه چهاردهم مرداد 1385

تام کروز و نیکول کیدمن با هم ازدواج نکرده اند!

در هفته های اخیر ستاره زیبا و مغرور هالیوود، خانم نیكول كیدمن یك بار دیگر در صدر رسانه های جهان قرار گرفت و با ازدواج مجددش، خبرساز شد.
او كه پیش از این با تام كروز هنرپیشه مشهور هالیوود ازدواج كرده و از او جدا شده بود، این بار با كیث اوربان خواننده محبوب استرالیایی ازدواج كرد و مراسم ازدواج خود را در كلیسای كاتولیك سیدنی برگزار كرد.

 اما آنچه موضوع ازدواج او را به ستون دین و دنیا ربط می دهد در اینجا است كه پس از اجرای مراسم رسمی ازدواج توسط پدر بائول كلمن در كلیسای كاتولیك سیدنی موجی از اعتراض، جامعه كاتولیك های جهان را فراگرفت.

 آنها معتقدند كه براساس سنت كاتولیك مسئله طلاق و ازدواج مجدد حرام است و افرادی كه مبادرت به چنین اقدامی كنند مرتكب گناه شده و از سوی كلیسا توبیخ خواهند شد و در واقع ازدواج مجدد آنان رسمیت شرعی و قانونی ندارد، در حالی كه خانم كیدمن مراسم ازدواج دوم خود را رسما در كلیسای كاتولیك برگزار كرد و یك كشیش كاتولیك او و كیث اوربان را بدون در نظر گرفتن این گناه شرعی و فعل حرام، زن و شوهر اعلام كرد.

مسئله اعتراض های جدی جامعه كاتولیكی به این اتفاق تا به آنجا بالا گرفت كه واتیكان مجبور به ارائه توضیح شد. براساس گزارش بی بی سی پس از چند جلسه مشاوره، سرانجام رئیس كلیسای كاتولیك در استرالیا در پاسخ به اعتراضات گسترده، حاضر به انجام یك مصاحبه عمومی شد و اعلام كرد كه چون تام كروز عضو كلیسای سانسیولوژیست ها بوده است، كلیسای علم گرایان و ازدواج نیكول كیدمن و تام كروز در آن كلیسا اتفاق افتاده بود، از آنجا كه كلیسای كاتولیك آن مراسم را به رسمیت نمی شناخته است، در نتیجه ازدواج اول او جنبه شرعی و قانونی نداشته و باطل بوده است و در واقع ازدواج او در كلیسای كاتولیك نخستین ازدواج رسمی او به حساب می آید.

مسئله طلاق در كلیسای كاتولیك همیشه یكی از بحران سازترین حوادث تاریخ مسیحیت بوده است. چنان كه در ازدواج پرنس چارلز با همسر جدیدش و جدایی او از پرنسس دایانا یكی از همین بحران ها بود و نیز در تاریخ قرون وسطی چندین ماجرای مهم و سرنوشت ساز تاریخی وجود دارد كه به مسئله جدایی پادشاهان قدیم از همسران خود و مخالفت كلیسا بازمی گردد كه مطالعه آنها بسیار شیرین و جذاب و البته عبرت آموز است.

نوشته شده توسط پرستو در 20:37 |  لینک ثابت   • 

جمعه سیزدهم مرداد 1385

"نرگس" پربیننده‌ترین مجموعه تلویزیونی است

10+1 راه مفت و مجانی برای زیباکردن دسکتاپ شما

خاورمیانه ی جدید / مرده هایمان را بشماریم.

اینترنت گازی

خوب اینم نرگسه دیگه!

مجموعه تلویزیونی "نرگس" که از چندی پیش پخش آن از شبکه سه شروع شده، با 68 درصد به عنوان پربیننده‌ترین سریال پخش‌شده در هفته سوم تیرماه معرفی شد.

به گزارش خبرگزاری "مهر"، بر اساس نتایج به دست آمده از نظرسنجی مرکز تحقیقات صدا و سیما، بین مجموعه‌های پخش‌شده در هفته سوم تیرماه "نرگس" با 68 درصد، " اولین شب آرامش" با 61 درصد و "هشدار برای کبری 11" با 59 درصد بیننده از شبکه تهران به عنوان پربیننده ترین سریال های پخش شده در این هفته معرفی شدند.

همچنین این نظرسنجی نشان می دهد در بین سریال های ایرانی پخش شده در هفته سوم تیرماه 85، "کلانتر 2" با 5/45 درصد از شبکه یک و "عکاسخانه" با 36 درصد از شبکه دو از نظر بیننده به ترتیب رتبه های سوم و چهارم را کسب کرده اند.

در هفته سوم تیرماه 85، میزان بینندگان سریال های شبکه های مختلف به ترتیب شبکه سوم 79 درصد شبکه یک 70 درصد، شبکه تهران 67 درصد، شبکه دو 58 درصد و شبکه چهار 9 درصد بوده است.

منبع: خبر گذاری مهر
نوشته شده توسط پرستو در 19:58 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه یازدهم مرداد 1385

شیراز !

آقایون ، خانم ها ، پاشین بیاین شیراز! حداقل واسه دیدار خانم کپی نمی آین واسه دیدنیهای اون بیاین!

این یکی از اون دیدنی هاست!

باغ ارم

در انتهاي خيابان ارم ، باغ ارم قرار گرفته است. اين باغ به مناسبت عمارت و باغ بزرگي كه در گذشته توسط شدادبن عاد پادشاه عربستان به رقابت با بهشت ساخته شده و ارم ناميده شده بود، به باغ ارم مشهور گرديده است. تاريخ ساخت اين باغ را به دروه سلجوقيان نسبت داده اند چرا كه در آن زمان، باغ تخت و چند باغ ديگر توسط اتابك قراجه حكمران فارس - كه از سوي سنجر شاه سلجوقي به حكومت فارس منصوب شده بود، احداث شد.

Image hosting by TinyPicعمارت اصلي باغ ارم طبق معماري دوره صفويه تا قاجاريه بنا شده است. اين ساختمان داراي سه طبقه است كه طبقه زيرين داراي حوض خانه اي براي استراحت در روزهاي گرم تابستان است كه در آن آب نماي زيبايي است و طاق آن با كاشي هاي هفت رنگ مزين شده است. جوي آبي نيز از وسط آن مي گذرد و سپس به آب نماي بزرگ جلوي عمارت مي ريزد.
طبقه دوم داراي ايواني دوستوني با سقف مسطح است كه در پشت آن تالاري قرار دارد و دو طرف آن دو راهرو، 4 اتاق در دو طرف راهرو و دو ايوان كوچك و دو طبقه ساخته شده است و بر فراز اين دو راهرو، دو گوشواره به عنوان طبقه سوم وجود دارد.

قسمت جلويي ستون هاي اين دو طبقه با كاشي هاي هفت رنگ مزين به مجالسي از سواران، زنان و گل ها شده است.
طبقه سوم، داراي يك تالار بزرگ مانند تالار طبقه دوم است كه پنجره هاي آن به ايوان اصلي باز مي شود. در دو طرف آن نيز دو راهرو وجود دارد. دو ايوان كوچك نيز در هر طرف ايوان بزرگ همانند طبقه سوم قرار دارد.
در پيشاني عمارت، هلالي هايي وجود دارد كه به سنتوري معروف است و داراي سه مجلس بزرگ و دو مجلس كوچك كاشيكاري با كاشي
هاي لعابدار رنگي است.

در هلالي ميدان كه بزرگترين هلالي است، نقش ناصرالدين شاه، سوار بر اسب سفيدي ديده مي شود كه نيم تاجي نيز در جلو كلاه خويش دارد. در اطراف آن، سه نقش ديگر كه برگرفته از داستان هاي فردوسي و نظامي است، ديده مي شود. در دو طرف اين مجلس، دو مجلس كوچك وجود دارد كه در وسط يكي از آنها نقش داريوش هخامنشي برگرفته از نقوش تخت جمشيد وجود دارد. دو مجلس ديگر كه در اطراف اين مجلس است، تصوير شكار آهويي توسط پلنگي را بر روي كاشي هايي با طرح اسليمي نشان مي دهد.

نوشته شده توسط پرستو در 22:40 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه یازدهم مرداد 1385

ترفند!!!

سلام! فقط خانم کپی از ترفند ویندوز و اینترنت و آی تی کم گفته بود که اینم جبران شد!!!

اين بار واقعأ بفهميد دوستان شما در ياهو مسنجر آفلاين هستند يا نه؟!

قبلا در ترفندستان چندين ترفند براي پي بردن به اينکه دوستان شما در ياهو مسنجر واقعأ آفلاين هستند يا خود را از ديد شما خاموش کرده بودند مطرح کرده بوديم که هر کدام به مرور زمان از کار افتاده بودند. اما در اين ترفند قصد داريم به معرفي روشي بپردازيم که ترفندستان اولين سايتي است که آن را مطرح ميکند. با استفاده از اين ترفند تنها با وارد نمودن ID شخص مورد نظر پي ميبريد که آيا اون واقعأ در حالت Invisible است يا شما را دور زده است! اين ترفند روي تمامي ورژنهاي جديد و قديم ياهو مسنجر قابل استفاده است.


بدين منظور:
کافي است به سايت اينترنتي www.xeeber.com برويد.
پس از ورود به صفحه کافي است به جاي عبارت Yahoo ID ، آيدي شخص مورد نظر را تايپ کنيد و روي دکمه ذره بين کليک کنيد يا Enter بزنيد.
پس از چند ثانيه سيستم براي شما مشخص ميکند که آيا فرد مورد نظر آنلاين است يا آفلاين!

***

سرعت اينترنت خود را اين بار واقعأ بالا ببريد:

در اين ترفند قصد داريم روشي کارآمد را به شما معرفي کنيم که بهره گيري از آن ميتوانيد مطمئن باشيد که سرعت اينترنت شما بالاتر خواهد رفت. اين کار از طريق تنظيمات مودم شما صورت خواهد گرفت ، در نتيجه تنها براي کاربران Dialup قابل استفاده است.

بدين منظور:
از منوي Start وارد Control Panel شويد ، سپس بر روي آيکون Phone and Modem Option دوبار کليک کنيد.
در پنجره باز شده به تب Modems رفته و روي دکمه Properties کليک کنيد.
حالا در پنجره جديد به تب Advanced برويد و در قسمت Extra Initialization Commands کد زير را وارد کنيد:
AT&FX+MS=V34
تمام پنجره ها را OK کرده و خارج شويد.
سپس در ادامه کار در همان Control Panel و وارد قسمت Network Connection شويد. بر روي کانکشني که با آن به اينترنت متصل ميشود راست کليک کنيد و Properties را برگزنيد.
در پنجره باز شده و در همان تب General روي دکمه Configure کليک کنيد.
در پايان در پنجره باز شده بخش Maximum Speed را روي 921600 تنظيم کنيد.
تمام پنجره ها را OK کرده و خارج شويد.

تاثير اين کار پس از اولين اتصال با آن کانکشن است.

***

یه چند تا دیگه هم هست که گذاشتم تو ادامه مطلب!


ادامه مطلب
نوشته شده توسط پرستو در 22:17 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه یازدهم مرداد 1385

پدر: دوست دارم با دختری به انتخاب من ازدواج کنی
پسر: نه من دوست دارم همسرم را خودم انتخاب کنم
پدر: اما دختر مورد نظر من ، دختر بیل گیتس است
پسر: آهان اگر اینطور است ، قبول است
 
پدر به نزد بیل گیتس می رود و می گوید:
پدر: برای دخترت شوهری سراغ دارم
بیل گیتس: اما برای دختر من هنوز خیلی زود است که ازدواج کند
پدر: اما این مرد جوان قائم مقام مدیرعامل  بانک جهانی است
بیل گیتس: اوه، که اینطور! در این صورت قبول است
 
بالاخره پدر به دیدار مدیرعامل بانک جهانی می رود
پدر: مرد جوانی برای سمت قائم مقام مدیرعامل سراغ دارم !
مدیرعامل: اما من به اندازه کافی معاون دارم!
پدر: اما این مرد جوان داماد بیل گیتس است!
مدیرعامل: اوه، اگر اینطور است، باشد
و معامله به این ترتیب انجام می شود
 
نتیجه اخلاقی: حتی اگر چیزی نداشته باشید باز هم می توانید چیزهایی بدست آورید. اما باید روش مثبتی برگزینید.
 
طاهره
نوشته شده توسط در 0:47 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه دهم مرداد 1385

اين سه زن، قاتل زنان و كودكان لبنان!

+ در حمام خواندن را فراموش کنید! / یک پزشک

+ وبلاگ شما چند دلار مي ارزد؟

+ تصاویری از 10 اتومبیل زیبای دنیا

 

در حالي كه طي بيست روز اخير با قتل بيش از ششصد لبناني توسط اسرائيل نزديك پانصد زن و كودك جان باخته‌اند، نقش مشمئزكننده «كاندوليزا رايس»، «تزيپي ليوني» و «مارگارت بگت»، سه وزير خارجه زن آمريكا، اسرائيل و انگليس، در ادامه اين بحران، افكار عمومي را به خشم آورده است.

به گزارش خبرنگار «بازتاب»، در حالي كه نوع انسان‌ها زنان را موجوداتي دل‌رحم، عطوف و مهربان مي‌شناسند، اين سه زن با اقدامات خود، رسوايي بزرگي براي مادران و زنان پر مهر و عطوفت دنيا به وجود آورده‌اند.

بنا بر اين گزارش، در شرايطي كه جنگنده‌هاي رژيم صهيونيستي با غرش‌هاي خود، كودكان را در آغوش مادران هدف بمب‌هاي سنگين خود قرار مي‌دادند، رايس به تل‌آويو رفت و هنگامي كه با همتاي اسرائيلي خود، «تزيپي ليوني» دست مي‌داد، اين جنايات را پشت لبخند خود پنهان كرد و «مارگارت بگت» نيز با در پيش گرفتن مواضع دوگانه، هويت فريبكارانه تاريخي بريتانيا را به نمايش گذارد.

«تزيپي ليوني» از آغاز به عنوان ستوان وارد ارتش اسرائيل و از 22 سالگي وارد «موساد» شد و عملكردي از خود نشان داد كه مورد اعتماد عميق شارون واقع شد.

عملكرد رايس باعث شده تا در آمريكا هم اين زن مجرد 54 ساله را بانوي جنگ نام گيرد. به ويژه كه وي نقش اساسي و مستقيم در راه‌اندازي جنگ افغانستان و عراق داشته و طي روزهاي اخير، تلاش‌هاي خود را براي جلوگيري از آتش‌بس لبنان به كار برده است.

گفتني است، در فاجعه دلخراش «قانا»، دست‌كم 30 كودك جان باختند.

منبع: بازتاب

نوشته شده توسط پرستو در 22:15 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه هشتم مرداد 1385

یکی از بستگان خدا

شب کریسمس بود و هوا، سرد و برفی. پسرک، در حالی‌که پاهای برهنه‌اش را روی برف چابه‌جا می‌کرد تا شاید سرمای برف‌های کف پیاده‌رو کم‌تر آزارش بدهد، صورتش را چسبانده بود به شیشه ِ سرد فروشگاه و به داخل نگاه می‌کرد. در نگاهش چیزی موج می‌زد، انگاری که با نگاهش نداشته‌هاش را از خدا طلب می‌کرد، انگاری با چشم‌هاش آرزو می‌کرد.

خانمی که قصد ورود به فروشگاه را داشت، کمی مکث کرد و نگاهی به پسرک که محو تماشا بود انداخت و بعد رفت داخل فروشگاه. چند دقیقه بعد، در حالی‌که یک جفت کفش در دستانش بود بیرون آمد.
- آهای، آقا پسر!
پسرک برگشت و به سمت خانم رفت. چشمانش برق می‌زد وقتی آن خانم، کفش‌ها را به‌ش داد. با چشم‌های خوشحال‌اَش و با صدای لرزان پرسید:
- شما خدا هستید؟
- نه پسرم، من تنها یکی از بندگان خدا هستم!
- آها، می‌دانستم که با خدا نسبتی دارید!
 

***

دختركاني كه خاطراتشان مدفون شد

او هر شب
در دفترچه خاطراتش مي‌نويسد
از گلوله‌اي كه مي‌گذرد از كنار پنجره‌اش
از كشته شدن مادرش مي‌نويسد

از ترس‌هايش مي‌نويسد و
از كابوس‌هاي شعله‌ورش
دخترك فلسطيني

هر شب در دفترچه خاطراتش مي‌نويسد
با دردهايش
كابوس‌هايش را تسكين مي‌دهد

دخترك داشت خاطراتش را مي‌نوشت كه جان داد
بلدوزرها بر دفترش ريختند و بر خاطراتش!
حالا دخترك خفته است در زير خاك
فراموش شده

دختركي كه روزي خاطرات ناتمامش را مي‌نوشت
حالا بر قبرش
بچه‌هاي اسرائيلي بازي مي‌كنند و آواز مي‌خوانند
بچه‌هايي كه نمي‌دانند غم فردا يعني چه!

و نمي‌دانند
جايي كه آنان بازي مي‌كنند مصادره شده است
و ما
همچنان به حمايت از اسرائيل ادامه مي‌دهيم
روزي ده ميليون دلار
و شعار مي‌دهيم كه همه انسان‌ها برابر آفريده شده‌اند
و دخترك و مادرش را فراموش كرده‌ايم و
روزي ده ميليون دلار
به اسرائيل مي‌فرستيم!
روزي ده ميليون دلار!

منبع: بازتاب

 اینم یه لینک از نقطه ته خط ، کابوس زیر درختان سرو ، يازده شعر از آدا آهاروني شاعر اسرائيلي ، الهام گرفته از نامه‌هاي سربازان اسرائيلي در لبنان

نوشته شده توسط پرستو در 20:58 |  لینک ثابت   • 

شنبه هفتم مرداد 1385

لینک لینک لینک

» پاسخ آیت الله حسینی روحانی درخصوص حکم chat کردن

» جهان سوم کجاست ؟؟ / پاسخ یک استاد ایرانی به شاگرد خارجی اش!

» 95درصددوستی هایاینترنتی به ارتباط جنسی ختم میشود   / یک آمار تکان دهنده

» گزارش تصویری ازسربازان زن اسرائیلی بخش اول و بخش دوم

» بیست مرض صعب العلاج وبلاگی

نوشته شده توسط پرستو در 22:34 |  لینک ثابت   • 

شنبه هفتم مرداد 1385

شهادت دهمین اختر تابناک امامت و ولایت امام علی النقی علیه السلام تسلیت باد

نوشته شده توسط پرستو در 22:25 |  لینک ثابت   • 

جمعه ششم مرداد 1385

خداي را مسجد من كجاست اي ناخداي من؟

با دست هاي عاشقت

آن جا

مرا مزاري بنا كن!

يكي بود، يكي نبود ،زير گنبد كبود،لخت و عور غروب، پريا هديه ي را برامون به ارمغان آوردند كه تا قرنها خواهد درخشيد.

نمي دونم مطلع بالا توانست يادتون بندازه مي خواهم از چه كسي بگم؟

 

آره توي يه تنگ غروب يا شايدم صبح سحر سرد بيست و يكمين روز آذرماه 1304 احمد شاملو بدنيا آمد.

سفر، فرهنگ هاي گوناگون، عشق، استقامت، مبارزه، شجاعت پايه گذار زندگي سراسر شور او شد.

ازدواج با عشق و بدون عشق را تجربه كرد.

آيدا را در آئينه ديد و ادبيات را با عشق آذين بست و شاهكار خلق كرد.

شعر، قصه، نمايش نامه، ترجمه و سخنراني هايي كه از دل بر آمد و بر جان نشست.

زجر دوري از وطن و حبس و فرار را براي ادب به جان خريد.

افتخار جهاني به ارمغان آورد.

با بيماري جنگيد، اما باز زور روزگار چربيد...

 

و در غروب دوم مرداد 1379 بوسه بر كاكل خورشيد زد و رفت

 

  پريا گريه مي كردن زار و زار

مثه ابراي بهار گريه مي كردن پريا

پريا گشنه تونه؟

پريا تشنه تونه؟

پريا خسته شديد؟

مرغ پر بسته شديد؟

چيه اين هاي هايتون؟گريه تون واي وايتون؟

 

و پريا اين بار گفتند:

 

امشب تو شهر چراغون نيست!

خونه ي ديبا داغون نيست!

 هر كي باهاش كار داره......پريا گريه مي كردن زار و زار

 

 اينجا كرج ، امام زاده طاهر، قطعه هنرمندان است.

همه در يك رديف خوابيده اند و به ياد مي آوري آنهايي را كه رفتند ولي هنوز جاودانه اند اما با سنگ قبري خرد شده با ضربات ديلم و امضاي تكه تكه شده. اين بود حق او؟

 

بازم مي گم:

يكي بود يكي نبود،جز خدا هيچ كي نبود:

بالا رفتيم دوغ بود    قصه ي بي بي ام دروغ بود

پايين اومديم ماست بود     قصه ي ما راست بود

 

 

 دفترهاي شعر استاد: هواي تازه، باغ آئينه، آيدا در آئينه،ققنوس در باران، مرثيه هاي خاك، ابراهيم در آتش، هوا و آئينه ها،دشنه در ديس، مدايح بي صله و چندين شعر دفتر ديگر

كتاب هاي ترجمه شده توسط استاد:طلا در لجن، پسران مردي كه قلبش از سنگ بود، زنگار يا خزه، نمايش نانه ي درخت سيزدهم، پا برهنه ها، شاهكار شولوخف  دن آرام، قدرت و افتخار،

مرگ كسب و كار من است، سربازي از يك دوران فراموش شده، گيل گمش، ناميش نامه عروس خون  نوشته فدريكو گارسيا لوركا كه اشعاري از او هم به صورت صوتي وجود  داره.

آثار بخش كودكان: خروس زري پيرهن پري، روباه پير و زاغي بي تدبير، اشك تمساح، هفت كلاغون، دماغ، دست به دست و جاودانه اثر انتوان دوسنت اگزوپري شازده كوچولو يا مسافر كوچولو و....

و ده ها سخنراني، شب شعر در بزرگ ترين و معتبر ترين محافل ادبي و علمي دنيا به همراه اشعار خود استاد به همراه اشعار حافظ و مولوي و هم چنين رباعيات خيام به صورت صوتي و تصويري وجود داره. و كتاب مشكل آفرين زندگي شاملو به نام قصه كوچه و چندين و چند داستان و شاهكار ديگر....

 

ياد و خاطره شاملو زنده و شعر ها و داستان هايش ورد زبان ها.

 

روحش شاد

يادش جاويد

 

دو کاغذ دیواری کامپیوتری برای احمد شاملو توسط موسسه فرهنگی هنری پندار تهیه شده است که تقدیم می شود. این جا و این جا.  طراح این طرح ها محمد رجایی است.

 

نوشته شده توسط پرستو در 21:45 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه پنجم مرداد 1385

بزرگترین چاله دنیا

تا حالا به این فکر کردین که بزرگترین چاله دنیا چه اندازه می تونه باشه ؟

جهت اطلاعات بگم که بزرگترین چاله دنیا در روسیه ، در محدوده سرد سیبری نزدیک شهر میرنا قرار داره . این چاله 1250 متر قطر و 525 متر عمق داره . قبل از اینکه عکس این چاله عجیب رو ببینید پیشنهاد می کنم برای درک عمق و اندازه این چاله ابتدا تصویر این ماشین رو ببینید . تصویری که می بینید یک ماشین با 13.36 متر طول ، 7.78 متر عرض و 6.65 متر ارتفاع هست . خوب به ماشین دقت کنید . حالا این عکس رو ببینید . بله ، اون فلشی که می بینید همین ماشین در این چاله هست . خب حالا که به عمق چاله پی بردید پیشنهاد می کنم بقیه عکس های این چاله رو نیز ببینید :

+ تصویری از کنار چاله

+ تصویری مایل از بالا و دیدن نمایی از شهر کنار اون

+ مثل قبلی ولی از زاویه ای دیگر

+ عکس گرفته شده از هواپیما

+ عکس گرفته شده از ماهواره

منبع: وبلاگ عصرونه


ا

ماجرای خلقت الاغ، سگ، میمون و انسان: انیمیشنی بسیار زیبا

از من می شنوید این انیمیشن را از دست ندهید.
ماجرا حکایت زمانی است که خداوند طول عمر موجودات را تعیین می کند.ابتدا از الاغ شروع می کند و در پایان به انسان می رسد.

منبع: وبلاگ خاطراتچی

نوشته شده توسط پرستو در 22:32 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه پنجم مرداد 1385

یه چند تا لینک!

درباره دو جنسي ها !!!

برج میلاد به روایت گوگل

اسپرم استشهادی

نوشته شده توسط پرستو در 2:22 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه چهارم مرداد 1385

چت روم

دست نوشته ای از خودم:

تا حالا به روم های یاهو سر زدید؟ اتاق هایی پر از صفا و صمیمیت!!! که یاهو برای برقراری ارتباط بین کاربرانش در اقصی نقاط جهان ؛ ببخشید در اقصی نقاط ایران ؛ قرار داده است.

همان طور که گفتم پر از صفا و صمیمیت! اونقدر صمیمی که هیچ ناگفته ای باقی نمی ماند. باید به ما ایرانی ها تبریک بگویند ، ایرانی های فعال و دوست داشتنی! باور نمی کنید؟ یه سر به روم های یاهو بزنید تا بفهمید من چی می گم. مثلا روم های Asia یا بهتره بگوییم روم های ایران. باور کنید همه ی کاربران ایرانیند!

همه جوان های 12 تا 28 ساله که از صبح تا شب در حال با هم آشنا شدن هستند و شب تا صبح در حال رفع مشکلات جنسی همدیگر و بیشتر با هم آشنا شدن!

جوانانی که فقط با غیر هم جنس چت می کنند و توی چت هاشون از هر دری سخن می گویند. هر کدام از آن ها با انواع مختلفی از آی دی ها که بعد از گذشت ساعت 12 شب ، انواع نام های آلت های تناسلی را به خود می گیرندو با پیام هاشون ایرانی بودن خود را به اثبات می رسانند، در حال گپ و گفتگو هستند:

((پدرام هستم 25 ساله ساکن اهواز ، دارای مدرک فوق دیپلم کتابداری از دانشگاه آزاد دزفول، قصد آشنایی با دختری زیبا و خوش اندام و خوش استیل دارای تحصیلات عالی را دارم، اگر کسی با این شرایط هست به من پی ام بدهد.))

و یا مثلا:

(( یه F حشری از مشهد برای چت سکسی پی ام بده ، وب سکسی هم می دم.))

حالا بماند که بعد از خواندن این پیام چه حرفهایی رد و بدل می شود و چه وب کم هایی که به هم نشان نمی دهند.

ملت همیشه در کف ایران اسلامی ، در این صحنه نیز مشت محکمی به دهان استکبار جهانی کوبیده است و گوی سبقت را از دیگر مردم جهان ربوده است. مرحبا به ای ملت همیشه در صحنه ، مر حبا به این جوانان غیور ، مرحبا !

 

خانم کپی

نوشته شده توسط پرستو در 0:37 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه دوم مرداد 1385

سنگسار واژه ای غریب

هر وقت اسم سنگسار رو مي شنوم، ياد اون قسمت سنگسار كتاب چاه بابل رضا قاسمي مي افتم كه بدجور تكونم داد. كپي اش كرده ام تا اونايي كه نخوندن بخوننش. اونايي هم كه خوندن دوباره بخوننش :

...صدایی كه از تاریكی تهِ حلق می‌آمد، از جایی بسیار نزدیك به ما‌، گفت : «اشهدتان را بگویید‌.»

ناگهان آرامشی عظیم تمام وجودم را مسخر كرد. «راحت می‌شوم!» ناهید بغضش را تركاند. .‌یادم آمد به آنهمه بار كه آسوده از بر زمین نهادن وزنهای ابدی‌ دراز كشیده بودیم كنارِ هم، منتظر كه مرگ بیاید و ابدیت بدهد به آن لحظه‌. مرگ نیامده بود و، حالا، وقتی می‌آمد كه من تا كمر در خاك بودم و او تا سینه‌. بوی رطوبتِ زمین در مشامم بود؛ و پیشِ چشمم چشمانِ سیاهِ ناهید كه بی‌پناهیِ چشم آهو را داشت‌.»...

...- بجنب ناهید! بخشوده می‌شوی اگر خودت را بیرون بكشی!

- آخر چطور؟

از خودم خجالت كشیدم. او تا سینه در خاك بود و من تا كمر.

صدای تكبیرِ جمعیت تیغ زد به پرده‌های گوش. وحشتِ اصابتِ تمامِ سنگ‌ها‌ی جهان از پوست و استخوان گذشت و تا شستِ كرخت شده‌ی پاهایم نفوذ كرد. «تو آدم نمی‌شوی. كدام راحت؟ باز برمی‌گردی به هیئتی دیگر تا وحشتِ چاه بابل را تا به آخر تجربه كنی.» سنگی به دست راستم خورد؛ سنگِ دیگری به پیشانی‌. فریاد دلخراش ناهید تمام رگ‌هایم را به آتش كشید. چیزی حیوانی در من قوت می‌گرفت؛ جنبشی كه نمی‌شناختم. سمتِ چپم سنگی به زمین اصابت كردی. بدنم به رعشهای حیوانی قصدِ بالا كرد. سنگی سینه‌ام را زخمید. تیز بود. خمیدم به جلو. دردی جانكاه بار دیگر گلوی ناهید را جر داد. مثل كرمی ‌بیرون می‌خزیدم از زمین. سنگی پیش رویم به زمین اصابت كرد. مشتی خاك را پاشید روی گونی‌ام‌. بوی پوسیدگی به مشامم داخل شد. چرا تا به حال فكرش را نكرده بودم؟ چنگ زدم و گونی را از سرم بیرون كشیدم. لاله‌ی گوشم جر خورد. چشمم افتاد به جانوری هزاردست كه نعره از گلو برون می‌داد؛ در رقصی جنون‌آمیز تاب می‌خورد به عقب‌، ‌یله می‌شد به جلو‌، و سنگی رها می‌كرد سمت ما. یك آن‌، پرهیبِ سنگی را دیدم كه درست وسطِ پیشانی‌ام را نشانه گرفته بود. دست سپر كردم و سر چرخاندم به سمتِ چپ. چشمم افتاد به گونی ناهید كه خون نشت كرده بود از جایی كه جای چشم راستش بود. جانوری مهیب در من قوت گرفت. به رعشهای دیگر خود را بیرون كشیدم از گودال.

لحظهای همه چیز ایستاد از جنبش. وحشت‌زده و خون‌پوش ایستادم میان حلقه‌ی آتش‌.

ـ بجنب ناهید! من خودم را بیرون كشیدم.

گونی به رعشهای خونین جیغ زد: «آخر چطور لعنتی؟»

- به خاطر من.

نالید: «راحتم كن‌، اگر دوستم داری‌.»

جمعیت صلوات فرستاد. به سمتِ بیرون حركت كردم. زنی پیچیده در چادرِ سیاه‌، با چهرهای برافروخته‌، جلو آمد‌. زگیلِ درشتی روی بینی داشت. گوشه‌ی چادر را به دندان گرفت، دست بیرون كرد، سنگی از زمین برداشت و فریاد زد: «آن زانیه هنوز زنده است! آن زانیه هنوز زنده است!»

از حلقه بیرون زدم. كامیونی كه از راه رسیده بود پشتِ سرِ جمعیت بارِ سنگ‌اش را خالی می‌كرد. زنی كه كنار دستم بود سنگ كوچكی را داد دست بچهای كه روی شانه‌اش بود: «بزن مادر!»

پشتِ سرم جوی آبی بود. رفتم روی جدول سیمانیِ كنارِ جو. سرك كشیدم‌. گونی غرقه به خونی كه ناهید بود هنوز پیچ و تاب می‌خورد. زنی كه بچه روی شانه‌اش بود جا عوض كرد. حالا، بجای گونی خون آلود‌، بچه را می‌دیدم كه لباسی آبی پوشیده بود و موهای پشتِ سرش رو به بالا شكسته بود. می‌خندید و پاهای كوچكش را به سینه‌ی مادر می‌کوبید. رفتم روی جدول كناری. لق بود. كنده شد و افتادم‌. زن برگشت و خندید. بچه هم خندید. آخوند قد كوتاهی كه سمتِ دیگرِ میدان بود در بلندگو‌ی دستی گفت: «برادران و خواهران ایمانی‌، سنگ رسید‌.» و با دست اشاره كرد سمتِ كامیونی كه بارش را خالی می‌کرد. جمعیت هجوم برد طرف توده‌ی سنگ‌ها كه درشت بودند و لب تی.

چشمش افتاد به جدولِ سیمانیِِ كنار جوی كه از جا كنده شده بود. باید سنگین می‌بود. به زحمت بلندش كرد. تا برسد به میانه‌ی میدان، سرخ شده بود از خونی كه می‌چكید از پیشانی‌ش. ایستاد. گونی چشمه‌ی خون بود. هنوز می‌نالید. جدول سیمانی را بالا برد: «مرا ببخش ناهید!»...

منبع: آذرستان

نوشته شده توسط پرستو در 22:9 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه یکم مرداد 1385

كتاب‌هاي رواني-عرفاني و راهنماي موفقيت بدون درد و خونريزي!


همه ساله كتاب‌ها، نشريات، جزوات و محصولات مالتي‌مدياي بسياري در مورد موفقيت و ان ال پي از كتاب‌هاي آنتوني رابينز و اسكاول‌شين و ديپاك چوپرا و غيره و ذلك گرفته تا انواع و اقسام كتاب‌هاي روحي و شبه‌مذهبي و عرفان شرقي و غربي از اِكَنكار و اوشو بگير و برو تا ذن و ذاذن و مراقبه و هاتايوگا و راجايوگا از كشيشان و واعظين و استادان و مشايخ شرقي و غربي در ايران چاپ، منتشر و همايش‌هايي نيز در اين موارد برگزار مي‌شود و آدم‌ها، آدم‌هاي سرگردان در كلاف ماشينيسم و فشارهاي اجتماعي و مذهبي و سياسي مخصوصاً جوانان، در كتاب‌فروشي‌ها به اميد يافتن راهي براي درمان گره‌هاي روزانه زندگي خود از آن استقبال مي‌كنند. تجديد چاپ مكرر بسياري از اين كتاب‌ها ما را بيشتر به اين يقين مي‌رساند كه اين ميزان نسبت مستقيمي با فشارهاي عصبي و رواني و حتي اقتصادي در ايران و در سال‌هاي اخير دارد.
سال‌ها پيش آيين زندگي و آيين سخنوري و آيين دوست‌يابي «ديل كارنگي» و كتاب‌ها و جلسات هيپنوتيزم «كابوك» و احمد آرام و مشاهدات كارلوس كاستاندا از دون خوان و دون‌خنارو، شاخص‌ترين اين نوع كتاب‌ها بودند اما در سال‌هاي اخير هجوم گسترده‌‌تري از كتاب‌هاي رواني-عرفاني با عنوان كتاب‌هاي معنوي با فلسفه‌ها و شيوه‌هاي عجيب و غريب را مي‌بينيم كه هر از گاهي بعضي از آنها گل مي‌كند و به صورت «مد» و تبي فراگير يا نوعي شبه‌مذهب مترجمين و ناشرين را هم ذوق‌زده مي‌كند كه دوباره «محصولات جديد»ي درباره‌ي همان موضوع روانه بازار كنند و آي فروش مي‌كند، آي فروش مي‌كنند!
نگاهي به قفسه كتاب‌فروشي‌ها و بخش «كتاب‌هاي روان‌شناسي» كه - به اشتباه- بسياري از اين كتاب‌هاي بازاري با عنوان روان‌شناسي در آن جا گرفته‌اند به خوبي اين وضعيت و سردرگمي ميان انبوه فلسفه‌ها و متدهاي عرفاني و رواني بعضاً من‌درآوردي را نشان مي‌دهد. انواع و اقسام متون و دستورات هايكومانند براي مراقبه و مديتيشن و ريلكسيشن از استادان و اماماني عجيب و غريب و پيامبران نوظهور كه نه فلسفه‌شان به بودا مي‌ماند و نه منش‌شان به مسيحا، و ملغمه‌اي از بوديسم و شينتو و مسيحيت و يهوديت و جوكي‌گري و وودو و جادو جنبل و رياضت و خلسه است، جوان بيچاره را ميان اين همه ايده‌ها و عقيده‌ها و مذاهب و شبه‌مذاهب گيج‌تر و سرگردان‌تر مي‌كند: بالاخره راه چيست و چاه كدام است!؟
يا كتاب‌هايي با مضامين موفقيت كه فشارهاي اقتصادي بر جمع كثيري از مردم موجب استقبال از آنها مي‌شود. كتاب‌هايي كه عنوان آنها مثلاً با قيد سوالي «چگونه» آغاز مي‌شود:
چگونه زندگي خوبي داشته باشيم؟
چگونه همسر خوبي باشيم؟
چگونه با طوطي‌مان رفتار كنيم؟
چگونه در كمال آرامش پنچرگيري كنيم؟
چگونه كاري كنيم مرغ‌مان تخم طلا بگذارد؟
چگونه يك شبه پولدار شويم؟  .......

ادامه مطلب
نوشته شده توسط پرستو در 19:49 |  لینک ثابت   •