پیوندهای روزانه
- مایکروسافت از گذشته تاکنون
- بیل گیتس فردا مایکروسافت را ترک می کند
- خودکشی دو دانشجو و سكوت وزارت علوم
- حاشيه اي بر طرح ربودن احمدينژاد - صادق زيباكلام
- دانلود چند فیلم نایاب مخملباف
- مامان جون شیر این خانمه خوشمزه تره !
- باز کردن در بطری دلستر بدون در باز کن!
- قتل یک بسیجی در کرج
- بزرگترین سگ های دنیا
- بوسه بر گونه های سردار !
- خاتمی و دوستان دختر و پسرش !
- افشین قطبی و زنش !
- لانه سازی و تخم گذاری دو پرنده در جایزه ویژه بانک!
- هنگامیکه یک ایرانی بخواهد به انگلیسی نامه بنویسد!
- تصویری جالب از جشن تولد قطبی
- آرشیو پیوندهای روزانه
یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386
روش هاي دوست پسر آزاري!
اگه بهتون زنگ زد (در اين مسئله فرض بر هوتن نام بودن دوست پسرتونه…!!!) بگين سلام حميد جون.بعد يه دفعه انگار که تازه متوجه شدين بگين اوا خاک به سرم علي تويي؟؟؟؟مي تونين اين سير رو تا هفده باز تکرار کنين ولي بار هجدهم ديگه خطر مرگ داره.من مسئوليتي در قبال اين حادثه ندارم![]()
بهش زنگ بزنين و بگين کسي خونه نيست و دعوتش کنين خونتون ، بعد با دختر همسايه بريد سينما و فيلم هوو يا ازدواج به سبك ايرونى رو ببينيد![]()
تا يه شوخي کوچيک با شما کرد سريعا جبهه بگيرين و باهاش دعوا کنين. با کلماتي از قبيل:مگه تو خودت خواهر مادر نداري؟…يا يه همچين چيزايي .ولي دو تا سه دقيقه بعد خودتون يه جک فجيع يا افتضاح تعريف کنيد و بعدش بشينيد و قيافه بنده خدا رو تماشا کنيد![]()
آرايش شديد بزنيد و از اين شلواراي خيلي برمودا و از اين پيرهن آستين کوتاها بپوشيد و بريد جلوي بنده خدا رژه بريد و وقتي به شما نزديک شد و به دو سه متري شما رسيد ، سرش داد بزنيد و بعدش بشينيد و زجر کشيدنش رو تماشا کنيد![]()
عکسهاي دو نفره اي رو که با پسر نوه عمه ي خاله ي پدربزرگ پسر دختر خالتون و يا امثالهم گرفتيد بهش نشون بديد ولي بهش اجازه نديد حتي يه دونه عکس باهاتون بگيره![]()
موقع تولدش جلوي دوستاش فقط بهش يه شاخه گل هديه بديد و حالشو حسابي بگيريد و (احتمالا بسته به قدرت و توانايي قلبي و شرايط جوي) بشينيد و سکته شو تماشا کنيد و لذت ببريد![]()
همين که تو ماشين بغل دستش نشستين شروع کنين به عطسه کردن و از بوي ادکلن چند صد هزار تومنيش که با زجرکش کردن پدر و مادرش خريده ايراد بگيريد و بهش بگيد که به اين بو حساسيد ![]()
وقتي داره باهاتون حرف مي زنه همين که به جاي حساس حرفاش رسيد بي مقدمه موبايلشو برداريد و به يکي از دوستاتون زنگ بزنيد و چهار ساعت و چهل و هشت دقيقه با دوستتون حرف بزنيد و اون بدبختو تو کف حرف زدن و تو فکر قبض موبايل بذاريد![]()
جمعه بیست و چهارم اسفند 1386
طوطی سخنگو خيانت زنی را فاش کرد

صاحب يک طوطی، وقتی که حيوان دست آموزش جيغ کشيد که "عاشقت هستم، گری"، از خيانت دوست دخترش باخبر شد.
بر اساس گزارشها، سوزی کالينز چهار ماه بود که همکار سابقش، "گری" را در آپارتمانی در شهر ليدز ملاقات می کرد که با دوست پسر خود، کريس تايلر در آن زندگی می کرد.
سؤظن آقای تايلر به اين رابطه ظاهرا پس از آن آغاز شد که زيگی، طوطی اش هنگامی که خانم کالينز تلفن موبايل خود را جواب داد، گفت: "سلام گری!"
علاوه بر اين، طوطی هروقت که اسم گری در برنامه های تلويزيونی برده می شد، صدای بوسه و عشقبازی را تقليد می کرد.
خانه تازه
به گزارش روزنامه های بريتانيا، آقای تايلر که سی ساله و برنامه نويس کامپيوتر است، يک سال بود که با دوست دخترش زندگی می کرد اما پس از اينکه با او رودررو شد و درباره سؤظنش توضيح خواست، خانم کالينز به رابطه خود اقرار کرد و خانه مشترکشان را ترک کرد.
آقای تايلر همچنين از طوطی خاکستری آفريقايی خود دست کشيد زيرا اين پرنده هشت ساله همچنان نام گری را صدا می زد و حاضر نمی شد از تقليد صدای دوست دختر سابقش دست بردارد.
او گفت: "من از ترک سوزی، پس از کاری که او انجام داده است متاسف نيستم. اما رد کردن زيگی واقعا دل من را شکست."
"من با تمام وجود عاشقش بودم و واقعا دلم برايش تنگ می شود اما شنيدن صدای او که آن نام را دائم تکرار می کرد، برايم مثل شکنجه بود."
خانم کالينز که بيست و پنج ساله است، گفت: "من به کاری که کرده ام افتخار نمی کنم اما مطمئنم که کريس، پيش از هرکس ديگری تاييد می کند که ما با هم مشکل داشتيم."
زيگی حالا از طريق يک فروشنده محلی پرندگان، خانه و سرپناه تازه ای پيدا کرده است.
دوشنبه بیستم اسفند 1386
تبلیغات
" تبلیغات کاندیداهای مجلس پذیرفته می شود "
با نازل ترین قیمت
با ما تماس بگیرید...
![]()
دوشنبه بیستم اسفند 1386
حرفه ها و مشاغل !!!!!
|
| |
|
حسابدار: کسی است که قیمت هر چیز را میداند ولی ارزش هیچ چیز را نمی داند. بانکدار: کسی است که هنگامی که هوا آفتابی است چترش را به شما قرض می دهد و درست تا باران شروع می شود آن را می خواهد. مشاور: کسی است که ساعت شما را از دستتان باز می کند و بعد به شما می گوید ساعت چند است. سیاستمدار: کسی است که می تواند به شما بگوید به جهنم بروید منتها به نحوی که شما برای این سفر لحظه شماری کنید. اقتصاددان: کسی است که فردا خواهد فهمید چرا چیزهایی که دیروز پیش بینی کرده بود امروز اتفاق نیفتاد. روزنامه نگار: کسی است که 50% از وقتش به نگفتن چیزهایی که می داند می گذرد و 50% بقیه وقتش به صحبت کردن د ر مورد چیزهایی که نمی داند. ریاضیدان: مرد کوری است که در یک اتاق تاریک بدنبال گربه سیاهی می گردد که آنجا نیست.(منو میگه؟ آقا مگه همه ریاضیدانان مرد هستن! منم نیمه ریاضیدانم خوب...اصلاح میشود: انسان کوری است....!) هنرمند مدرن: کسی است که رنگ را بر روی بوم می پاشد و با پارچه ای آن را بهم می زند و سپس پارچه را می فروشد. فیلسوف: کسی است که برای عده ای که خوابند حرف می زند. استاد: کسی است که کاری ندارد ولی حداقل می داند چرا. روانشناس: کسی است که از شما پول می گیرد تا سوالاتی را بپرسد که همسرتان مجانی از شما می پرسد. معلم مدرسه: کسی است که عادت کرده فکر کند که بچه ها را دوست دارد. جامعه شناس: کسی است که وقتی ماشین خوشگلی از خیابان رد می شود و همه مردم به آن نگاه می کنند ، او به مردم نگاه می کند. برنامه نویس: کسی است که مشکلی که از وجودش بی خبر بودید را به روشی که نمی فهمید حل می کند. |
منبع: جغد
یکشنبه نوزدهم اسفند 1386
روز زن را چگونه گذراندید؟

من از ترس اینکه مبادا این روزهای عزیز را فراموش کنم و خدای نکرده بخاطر سهل انگاری مورد مواخده قرار نگیرم و جنگ و دعوایی نشود و لنگه دمپایی به ملاج ما نخورد٬ همه این روزهای مهم را در تقویم دیواری خانهمان٬ یک علامت ضربدر قرمز زدهام و از یکروز قبل با خودکار روی کف دستم علامتهایی میگذارم تا خرید هدیه برای عیال عزیز و دلبند را فراموش نکنم.
دیروز میدانستم که علامت قرمز بر روی تقویم٬ یعنی اعلام خطر٬ یعنی خطر جنگ و دعوا٬ یعنی خطر اصابت دمپایی و کاسه و بشقاب و ملاقه های دوربرد ٬ یعنی خطر قهر حاج خانم و انزوای سیاسی٬ یعنی خطر تصویب قطعنامه های متعدد علیه اینجانب٬ ونهایتا تحریم و تنبیههای همهجانبه و بالاخص خوابیدن بر روی کاناپه.
بهرحال٬ با دیدن علامت قرمز بر روی تقویم٬ شصتم با خبر شد که باید خبرهایی باشد. صبح زود از خواب بیدار شدم و لباسهایم را پوشیدم و برای خرید هدیه از خانه بیرون زدم. از فروشگاه عطر و ادکلن فروشی٬ یک ادکلن زنانه خریدم که قیمتش سه رقمی بود و آنجای آدم را میسوزاند ولی چارهای نبود. مگر چارهای دیگر هم بود؟ مگر همین پارسال نبود که مرا بجرم خرید عطر شابدوالعظیمی از فروشگاه BAY ٬ مورد بازجویی و شکنجه قرار دادند و نزدیک بود جان به جانآفرین تسلیم نمایم؟
خلاصه٬ ادکلن را خریدم و به مغازه گلفروشی رفتم و یک دسته گل بسیار بزرگ سفارش دادم که بیشتر شبیه دسته گل تشییع جنازه بود. آخه دو سال پیش بخاطر هدیه یک شاخه گل به همسر عزیز و دلبندم نزدیک بود از پنجره به بیرون پرتاب شوم که امدادهای الهی به کمکم آمد و مرا نجات داد. از آن روز تصمیم گرفتم موقع خرید گل٬ هرچه گل و درخت و درختچه و علف توی مغازه گلفروشی هست را یکجا سفارش دهم.
خلاصه سرتان را درد نیاورم٬ گل و ادکلن را خریدم و شاد و خندان به خانه برگشتم. خیالم راحت بود که دیگر هیچ عذر و بهانهای در کار نیست و همه چیز و خوب و مرتب پیش خواهد رفت. اما زهی خیال باطل. همین که به خانه رسیدم دیدم توی آپارتمان ما٬ تظاهرات شده. عیال عزیز و دلبند به همراه مادر و خواهران عزیز و دلبندش پلاکارد گرفتهاند و بمناسبت هشت مارس و احقاق حقوق زنان٬ بین اتاق خواب و آشپزخانه در حال راهپیمایی بودند و علیه مردها شعار میدادند. همین که مرا دیدند طنین شعارهایشان بلندتر شد و تبدیل به جیغهای فرابنفش گردید.
جلو رفتم و با حالتی رومانتیک دسته گل و ادکلن را جلو بردم و گفتم: عزیزم٬ تولدت مبارک!
آخه من نمیدانستم که هشتم مارس٬ روز تولد زن نیست بلکه روز مبارزه زنان است. من علامت قرمز را در تقویم دیدهبودم و حدس میزدم لابد یا روز تولد عیال است یا تولد مادرش
حالا تا اطلاع ثانوی باید روی کاناپه بخوابم .
برگرفته از وبلاگ ملاحسنی
پی نوشت : 8 مارس روز جهانی زن مبارک باد
شنبه هجدهم اسفند 1386
راه اندازی دانشگاه آزاد در نجف و کربلا!
دکتر کریم زارع با بیان این مطلب افزود: در راستای توسعه دانشگاه آزاد اسلامی در سطح بین المللی و تحقق فرمایش مقام معظم رهبری در خصوص انسجام اسلامی واحدهای جدیدی توسط دانشگاه آزاد در شهرهای نجف و کربلا راه اندازی خواهد شد.
وی اظهار داشت: با برنامه ریزی های انجام شده واحد دانشگاه آزاد نجف در جوار بارگاه امیر مومنان (ع) راه اندازی خواهد شد.
معاون پارلمانی دانشگاه آزاد ادامه داد: راه اندازی مقاطع کاردانی و کارشناسی در این واحدهای دانشگاهی در دستور کار معاونت بین الملل دانشگاه آزاد اسلامی قرار گرفته است.
زارع تاکید کرد: واحدهای نجف و کربلا پس از نهایی شدن تخصیص زمین و امکانات برای پذیرش دانشجو از تمامی کشورهای دنیا به خصوص عراق و ایران در آینده ای نزدیک راه اندازی می شوند.
منبع : فردا نیوز
جمعه هفدهم اسفند 1386
مجازاتهای عجیب برای مجردین

امروزه بسیاری از مردم زندگی مجردی را بیشتر میپسندند و هیچ مجازات و تنبیهی برای آنها در بر ندارد ولی در دوران قدیم مجازاتهای عجیب و گاه خنده داری برای مجردین وضع میشد از این قبیل که در فرانسه قدیم ازمجردها نوعی مالیات بنام مالیات سولتاکس وصول میشد این مالیات آنقدر سنگین بود که مجردها برای اینکه این مالیات را پرداخت نکنند ترجیح میدادند ازدواج کنند .
در اسپارت یا یونان قدیم هر مجردی را که ازدواج نمی کرد برهنه نموده و به همراه مامورین وارد خیابانها و کوچه ها میکردند تا به این ترتیب رسوای خاص و عام شود .
در مصر قدیم مجردها را سالی سه بار زیر شلاق میگرفتند و هر سه مرتبه صد ضربه شلاق به او میزدند و بسیاری از مجردین از ترس این مجازات در آخرین لحظه تصمیم به ازدواج میگرفتند .
ولی مجازات زنان در روم بسیار جالب و هوشمندانه بوده است. در روم قدیم اگر زنها ازدواج نمی کردند و یا ناز و کرشمه می آمدند و شرایط سنگینی برای ازدواج قائل میشدند به دستور سزار اوگوست از استعمال هر گونه جواهرات و زینت آلات در سر و گردن منع می شدند.
پي نوشت: خدايا شكرت هزار مرتبه شكرت كه حالا از اين خبرا نيست!!!
پی نوشت پرستو : چرا من باید همیشه عزیزانم رو با اشتباهاتم برنجونم ؟ هستی منو ببخش ![]()
مزایای مجرد بودن / با خوندن این مطلب جور مجازات هم می کشید !
چگونه دختران مجرد را تشخیص دهیم ؟! / اینم مطلبی برای مردانی که می خواهند مزدوج شوند !
پنجشنبه شانزدهم اسفند 1386
به من بگو...
مدت زيادي از تولد برادر ساكي كوچولو نگذشته بود. ساكي مدام به پدر و مادرش اصرار ميكرد كه با نوزاد جديد تنهايش بگذارند.
پدر و مادر ميترسيدند ساكي هم مثل بيشتر بچههاي چهار پنج ساله به برادرش حسودي كند و بخواهد به او آسيبي برساند. اين بود كه جوابشان هميشه نه بود. اما در رفتار ساكي هيچ نشاني از حسادت ديده نميشد، با نوزاد مهربان بود و اصرارش هم براي تنها ماندن با او روز به روز بيشتر ميشد؛ بالاخره پدر و مادرش تصميم گرفتند موافقت كنند.
ساكي با خوشحالي به اتاق نوزاد رفت و در را پشت سرش بست. اما لاي در باز مانده بود و پدر و مادر كنجكاوش ميتوانستند مخفيانه نگاه كنند و بشنوند. آنها ساكي كوچولو را ديدند كه آهسته به طرف برادر كوچكترش رفت. صورتش را روي صورت او گذاشت و به آرامي گفت: نيني كوچولو، به من بگو :
خدا چه جوريه؟ من داره يادم ميره!
سه شنبه چهاردهم اسفند 1386
نتیجه گیری!
نیمه های شب هلمز بیدار شد و آسمان را نگریست؛ بعد واتسون را بیدار کرد و گفت : نگاهی به بالا بینداز و به من بگو چه می بینی؟!واتسون گفت: میلیون ها ستاره می بینم!
هلمز گفت: چه نتیجه ای می گیری؟!
واتسون گفت: از لحاظ روحانی نتیجه می گیرم که خداوند بزرگ است و ما چقدر در این دنیا حقیریم. از لحاظ ستاره شناسی نتیجه می گیرم که زهره در برج مشتری است، پس باید اوایل تابستان باشد. از لحاظ فیزیکی نتیجه می گیرم که مریخ در محاذات قطب است، پس باید ساعت حدود سه نیمه شب باشد…!
شرلوک هلمز قدری فکر کرد و گفت: واتسون! تو احمقی بیش نیستی!
نتیجه ی اول و مهمی که باید بگیری این است که چادر ما را دزدیده اند!!! منبع: زهرا
سه شنبه چهاردهم اسفند 1386
چگونه خوشگل باشیم ؟!
آرايش مناسب ريش و سبيل شما را جذاب تر مي كند!
آرامشی که در چهره دارید شما را زیبا تر می کند.
براي داشتن دماغ نوك بالا الزاماً جراحي لازم نيست. راههاي كم خرج تري هم وجود دارد. اگر چانه خود را كمي بالا بگيريد، خوب دماغتان هم نوك بالا خواهد شد!
چاقی نباید باعث شود که روحیه خود را از دست بدهید!
غصه نخوريد! يك لباس گشاد مي تواند شكم شما را كاملاً مخفی کند
اگر ناگهان از خواب بيدار شديد و وقتي براي مرتب كردن موهايتان نداريد اصلاً نگران نشويد! مدل هاي جديد مو همين جوري كشف مي شوند!
كچل بودن عيب نيست، نپرسيدن عيب است!
یک لباس سفید و روشن می تواند باعث شود که چهره شما جذاب تر به نظر برسد!

منبع : کاملا شخصی
یکشنبه دوازدهم اسفند 1386
آفرین به تو کفاشیان. تو آخرشی
بالاخره بعد از کلی کش و قوس و کشمکش و اینها مربی تیم ملی انتخاب شد. کسی که بعد از شنیدن خبر از شدت تحیر و تعجب تا دقایقی در بهت و حیرت فرو رفتم.
به هر حال جا دارد یک خسته نباشید به جناب کفاشیان عرض کنیم که بعد از مدتها ریاضت و بیخوابی و دربهدری و تنپروری بکدفعه به خودشان آمدند و بهترین گزینه را برای مربیگری از توی گوی قرعهکشی بیرون کشیدند. آفرین به تو کفاشیان. تو آخرشی
میانه مردم که با علی دائی بسیار خوب است. نشان به آن نشان که همیشه در استادیوم دائی را با شعارهای قشنگ و محبتآمیزشان مورد لطف قرار میدهند و این علاقه مردم نسبت به شخص دائی در این میان از لحاظ روحی و انبساط خاطر میتواند کمک شایانی به او بکند.
ضمن اینکه خدا هم با دائیست و او همیشه از دعاهای خیر علمای ساکن در قم مبسوط میشود. همین چند وقت پیش یک تک پا پیش آیتالله بهجت رفتند و بعد از آن شاهد احیا شدن تیم سایپا بودیم و اگر علی دائی در تیم سایپا ماندنی بود همه تیمها تا پایان فصل قلع و قمع میشدند و از سال بعد لیگ برتر با حضور تیمهای دسته دو شکل میگرفت. شما که این را نمیخواستید بعله اصلاً به خاطر همین بود که کفاشیان (این مرد فوقالعاده کارآمد و هوشمند)- علی دائی را به عنوان مربی تیم ملی انتخاب کرد تا در سالهای آتی همه کشورها تیم فوتبالشان درب و داغان شود و تنها این ایران باشد که در ورزش فوتبال یکهتازی کند.
خدایا شکرت نه به خاطر این چیزهایی که گفتم بلکه به خاطر اینکه رابطه علی دائی با مهدوی کیا و کریمی و دیگر لژیونرها هم بسیار عالی است و در جام جهانی دیدیم چقدر به هم لطف داشتند. علی کریمی از اینکه با دائی تعویض شد از فرط خوشحالی-کنترلش را از دست داد و کلمن آب را به سمت نیمکتنشینان شوت کرد. مهدویکیا هم در مصاحبهای چند وقت پیش اعلام کرد که علی دائی هر وقت او را میبیند رویش را برمیگرداند. این نشان از این دارد که این دو بازیکن چقدر همدیگر را دوست دارند و رویشان نمیشود جلو بیایند و با هم خوشبش کنند. به هر حال میبینیم که همه چیز آماده و مهیا برای علی دائی تریپ هلو برو تو گلو قرار گرفته و باید شاهد درخشش تیم ملیمان در بازیهای پیشروی مقدماتی جامجهانی باشیم. کفاشیان و شرکایش دست مریزاد. آفرین. انشالله که بقیه مسئولین هم مثل شما باشند. مثل شما بیاندیشند. از خداوند همیشه این را خواستاریم که اگر این شود جامعهای پویا و بالنده خواهیم داشت.
منبع : شاخ به شاخ
پی نوشت : من تو گزینه های ایرانی علی دایی رو از همه بیشتر قبول داشتم ، خوشحالم سرمربی شد... ![]()
یکشنبه دوازدهم اسفند 1386
چرا مردها زودتر از زنان می میرند؟!

این سوالی است که برای قرن های متمادی بی پـاسـخ مـانـده اسـت... اما حالا ما می خواهیم پاسخ آنرا به شما بدهیم :
اگر خانمتان را بر بالای یک سکو بگذارید و از او در مقابل موش ها محافظت کنید... شما یک مرد هستید
اگر در خانه بمانید و کارهای خانه را انجام بدهید... شما یک مرد لوس و مامانی هستید
اگر به شدت کار کنید... برای او اهمیت قائل نیستید که برایش وقت صرف نمی کنید
اگر به اندازه کافی کار نکنید... مفت خوری هستید که به درد هیچ چیز نمی خورید
اگر او یک کار ملال آور با حقوق پایین داشته باشد... شما قصد بهره کشی اقتصادی از او را دارید
اگر شما یک کار ملال آور با حقوق پایین داشته باشید... بهتر است تنبلی را کنار بگذارید و کار مناسب تری پیدا کنید
اگر شما شغل بهتری گرفتید... پارتی بازی شده
اگر او شغل بهتری بگیرد... به خاطر توانایی های بالایش بوده
اگر به او بگویید که چقدر زیباست... این نشان دهنده خواست های جنسی شماست
اگر سکوت کنید و چیزی نگویید... این بی اهمیتی شما را نسبت به او می رساند
اگر گریه کنید... آدم بی عرضه ای هستید
اگر گریه نکنید... بی احساس و بی عاطفه هستید
اگر بدون مشورت با او تصمیم بگیرید... شما یک متعصب خودخواه هستید
اگر او بدون مشورت با شما تصمیم بگیرد... یک خانم لیبرال و آزادمنش است
اگر از او خواهش کنید که به خاطر شما کاری را که دوست ندارد انجام دهد... این امر سلطه جویی و دیکتاتور بودن شما را می رساند
اگر او از شما یک چنین درخواستی داشته باشد... انجام آن لطف و مرحمت شما را می رساند
اگر از آنها بخواهید که هیکل خود را روی فرم نگه دارند... شما یک مرد شهوتران هستید
اگر نخواهید... شما اصلا رمانتیک نیستید
اگر به خودتان برسید... خودبین و از خودراضی هستید
اگر این کار را انجام ندهید... یک فرد ژولیده و نا مرتب هستید
اگر برای او گل بخرید... این کار را برای دستیابی به چیزهای دیگر انجام داده اید
اگر نخرید... احساسات او را درک نمی کنید
اگر به پیشرفت های خود افتخار کنید... انسان جاه طلبی هستید
اگر این کار را نکنید... اصلا بلندپرواز نیستید
اگر او سر درد داشته باشد... خسته است
اگر شما سر درد داشته باشید... می خواهید به او بفهمانید که دیگر دوستش ندارید
اگر او را زیاد بخواهید... شهوتران هستید
اگر نخواهید... پس حتما پای یک خانم دیگر در میان است
در نهایت... مردها زودتر می میرند چون خودشان اینطور می خواهند
شنبه یازدهم اسفند 1386
از دور و از نزدیک
خیال تو از خلوت من
ازین شامگاه زمستانی غربت من

مرا می برد تا دیاری
که در آن طلوعی طلایی است ، آری
طنین قدم های تو در دل شب
تپش های قلبی است در آستان تولد
عبور درختی ز مرز شکفتن
تو چون در شب تیره ، رخ می نمایی
دری بر من از روشنی می گشایی
تو چون می نشینی مرا می ربایی
تو وقتی که پیش منستی
چراغی پس چهره داری
چراغی که خط های پنهانی گونه ات را
چو رگ های برگی جوان ، می نماید
تو وقتی که پیش منستی
فروغی در اعماق شب می درخشد
نسیمی در اقصای شب می سراید
تو وقتی که پیش منستی
زمین ، زیر پایم نمی لرزد آری
زمین ، استوار است و آفاق ، روشن
تو وقتی که پیش منستی
بهار است و ، خورشید و ، آیینه و ، من
تو وقتی که دور از منستی
خیال تو از شامگاه زمستانی غربت من
مرا می برد تا دیاری
که در آن طلوعی طلایی است ، آری
تو ، روح بهاری
نادر نادرپور
منبع : هفت فروردین ![]()
جمعه دهم اسفند 1386
اسناد جدید آژانس

منبع : نیک آهنگ کوثر
سه شنبه هفتم اسفند 1386
ماه خال دار
گويند كه در ازمنه اي نه چندان قديم روزي پسري به خانه آمد و به مادر گفت: اي مادر عزيزتر از جون ! مرا درياب كه الان در حال حضرم . پس مادر آنچنان كه رسم مادران است به سينه بكوفت كه چه شده اي گل پسركم !
پسر نگاهي به مادر بكرد و گفت كه اگر چه حيا دارم ولي به تو بگويم كه امروز در محله مان چشمم براي اولين بار به اين دختر همسايه خورد و نگاه همان و عشق همان! پس اينك از تو مادر بزرگوار خواهم كه به خانه آنها روي و او را به نكاح (عقد)من در آري كه ديگر تاب دوري او را بيش از اين درمن نيست !!!
مادر نگاهي از سر دلسوزي به پسر بيانداخت و گفت : دلبركم من حرفي ندارم و بسي خوشحالم كه تو از همان ابتداي راه به جاي الاف شدن در خيابان و ولنگاري راه حيا در پيش گرفتي و ازدواج كردن
اما بهتر است كه لختي درنگ نمايي كه اينگونه عاشق شدن ناگهاني را رسم ازدواج نشايد و اگر هم بشايد ديري نپايد!
پس پسر نگاهي زجمورانه به مادر بيانداخت و گفت مادرجان يا حال برو يا ديگر زن نخواهم كه اين ماه تابان ازدست من برود و عشق او وجودم را بسوزاند .
پس مادر كه پسر خود را دوست همي داشت به سرعت چارقد خويش به سر كرد و به خانه همسايه رفت . در آنجا چشمش به سه دختر خورد يكي از يكي زيبا تر پس اس ام اس ( همان پيامك ) بزد كه يا بني ! دراين منطقه كه تو ما را فرستادي نه يك ماه كه سه ماه در پشت ابرند و يكي از يكي ماه تر بگو كه كدام ماه چشم تو را برگرفته !
پس پسر نيز اس ام اسي بزد كه يا مادر ! آن ماهي كه خالي در گونه چپش بدارد ! مادر نيم نگاهي به ماه ها بنمود و دوباره اس ام اس زد كه اي پسر اين ماهان همه خال دارند .
پس دوباره پسر اس ام اس بزد كه آن ماه من خالش كمي بزرگتر باشد از باقيه ماهان!
مادر لختي درنگ بكرد و دوباره اس ام اس بزد كه من چشمهايم خوب نبيند كه خال كدام بزرگتر است .
پسر اس ام اسي دگر بزد كه مادركم همان ماهي كه مويش قهوه اي باشد !
مادر نگاهي بكرد و اس ام اس زد كه اين ماهان مويشان نيز يكرنگ است !
پسر با عصبانيت اس ام اس بزد كه مادر! آن دو ماه كوفتي ديگر موهايشان مشكي است و اين دگر قهوه اي است!!! آخر مادر جان تو كه چشمهايت نمي بيند عينكي براي خود ابتياع كن !!! حالا عيبي ندارد مادر عزيز! نشان ديگر به تو دهم ببين روي بازوي كدام ماه گرفتگي دارد ماه من همان است !!!
مادر اس ام اس زد كه آخر دراين معركه من بازوي دختر مردم را چگونه ببينم ؟!
پسر اس ام اس كرد كه مادر جان تو كه مرا كشتي ! خب ببين اگه لباس نازك دارد روي سينه چپش نيز خالي باشد و به خدا كه آن دو ماه ديگر اين خال را ندارند !!!
مادر كمي دقت بفرمود و با خوشحالي فريادي زد و اس ام اس زد كه احسنت بر تو شير پاك خورده ! يافتم ماه تو را كه همان جور كه بفرمودي است !!
هنوز پسر اس ام اسي نفرستاده بود كه مادر لختي درنگ بنمود و سپس سريع شماره پسر را بگرفت كه :
لندهور كثافت ! خاك بر سر بي حيايت كنند! شيرم را حرامت مي كنم (البته شير خشكهايي را كه بر حلق كوفتي ات ريختم ) خجالت نكشيدي ؟ فلان فلان شده بي حيا................
و البته ما در اين داستان قصدمان اين بود كه پسران امروز حيا بياموزند از پسران ديروز كه به قصدمان هم رسيديم! ![]()
ممنون ار آقا پویا ![]()
دوشنبه ششم اسفند 1386
پنجاه راه براي بازي کردن با اعصاب
-
روزهاي تعطيل مثل بقيه روزها ساعتتون رو كوك كنين تا همه از خواب بپرن
-
سر چهارراه وقتي چراغ سبز شد دستتون رو روي بوق بذارين تا جلويي ها زود تر راه بيفتند
-
وقتي ميخواين برين دست به آب با صداي بلند به اطلاع همه برسونين
-
وقتي از کسي آدرسي رو مي پرسين بلافاصله بعد از جواب دادنش جلوي چشمش از يه نفر ديگه بپرسين
-
کرايه تاکسي رو بعد از پياده شدن و گشتن تمام جيبهاتون به صورت اسکناس هزاري پرداخت کنيد
-
همسرتون رو با اسم همسر قبليتون صدا بزنين
-
جدول نيمه تموم دوستتون رو حل کنين
-
روي اتوبان و جاده روي لاين منتهي اليه سمت چپ با سرعت پنجاه کيلومتر در ساعت حرکت کنين
-
وقتي عده زيادي مشغول تماشاي تلويزيون هستند مرتب کانال رو عوض کنين
-
از بستني فروشي بخواين که اسم پنجاه و چهار نوع بستني رو براتون بگه
ادامه مطلب
یکشنبه پنجم اسفند 1386
هوراااا
فکر می کردم کم شدن علاقه ام به اینترنت به خاطر عذاب وجدان و فشار امتحان ارشده ( نه که خیلی می خوندم !!! ) اما الان می بینم دوست دارم به کارهای دیگه بپردازم ، به زندگی واقعی ام ، یه جورایی از این دنیای مجازی خسته شدم ...![]()
آدم تو این دنیا دلش می گیره ، هیچکی خودش نیست ، هیچکی احساساتش واقعی نیست ، همه دارند از خودشون فرار می کنند ، فکر می کنم واسه همینه که من هم تو این دنیا با هیچکی دوست نمی شم و با هیچکی گرم نمی گیرم...
البته باید بگم بهترین دوستام رو از طریق همین دنیا و به وسیله وبلاگ پیدا کردم ، دوستانی که خیلی از اوقات بهترین مشوق و بهترین راهنمای من بودند ، کسانی که همیشه به یادم بودند و برام دعا می کردند ، از همین جا دست تک تکشون رو می بوسم ![]()
پی نوشت : یادم رفت بگم ، امتحان ارشدم امیدوار کننده بود ...
جمعه سوم اسفند 1386
ضرب المثل های دیجیتال
"سرور مفت نمی بینه وگرنه بلاگر ماهریه"
این ضرب المثل درمواقعی بکارمی رود که نیروی انتظامی به یک دانشجویی، جوانی، دست به قلمی یا کسی تو این مایه ها گیرداده و می خواد یه جورایی حالشو بگیره!
"سوسکه داشت از کیبرد بالا می رفت، مادرش گفت قربون استعداد ویرچوالت برم"
این ضرب المثل درمورد خانم هایی بکارمی رود که عکس بچه شان را دربلاگشان می گذارند و یک پست درمیان قربان صدقه شان می روند.
"کافی نت گیرش نمیاد چت کنه، میگه بلاگم فیلترشده"
این ضرب المثل درمورد روشنفکران خالی بند تازه به دوران رسیده صدق می کند.
"با یه پینگ گرمیش می کنه با یه فیلتر سردیش"
این ضرب المثل درمورد بلاگرهای نازک نارنجی به کار می رود.
"لینک و پینگت بجا، دات کام دومِین یکی هفت صنار"
این ضرب المثل فروشندگان دومین وهاست سرویس برای جلوگیری ازتوقع بیجای دوستان به کارمی برند.
"دفترمنطقه پستی راهش نمیدادن، سراغ ای میلشو می گرفت"
این ضرب المثل درمورد کاندیداهای اصلاح طلب رد صلاحیت شده مصداق دارد.
"کارت اینترنت مفت گیرش بیاد لپ تاپشو می سوزونه"
این ضرب المثل بدون شرح است.
"رم لپ تاپ پیشکش را نمی شمارند"
این ضرب المثل نسخه دیجیتالی "مفت باشه کوفت باشه" به شمار می رود.
"کامنت و لینک هفت دست، پست و آپ هیچی"
این ضرب المثل درمورد بلاگرهاییست که سال تا سال آپ نمی کنند.
"شیپیش تو بلاگش کامنت می ذاره"
کنایه از وبلاگ های بی مخاطب
منبع : نق نقو!
پنجشنبه دوم اسفند 1386
فقره

سحر، دختر ده ساله سر شام ناگهان چیزی یادش آمد که توی دفترچه اش نوشته بود، از سر سفره بلند شد و رفت اتاقش با دفترچه برگشت و از پدرش پرسید: "بابا فقره یعنی چی؟"
پدر که لقمه را برده بود نزدیک دهنش، با دهن باز خیره شد به دختر و لقمه را گذاشت توی بشقاب و خشمگین زیر لب گفت لا اله الا الله ...
پسر بزرگش که میدانست پدر هروقت چنین کند بلافاصله قشقره ای راه میاندازد! بلافاصله گفت: "این کلمه در بازار بین تجار و کاسبکارها بیشتر رواج دارد. مثلا چند فقره جنس از خارج وارد شده. دولت اجازه داده که چند فقره میوه و سبزی صادر شود. معنای فقره بیشتر شامل تعداد میشود. مثلا خان دایی ازخارج چند فقره سوغاتی آورده بود! همانطور که گفتم فقره را به جای دفعه و عدد بکار میبرند. مثلا عوض اینکه بگوییم دو سه مرتبه به جمکران نامه نوشتم پولم هدررفت، میگوییم چند فقره نامه نوشتم نتیجه نداد. و خلاصه بهت بگویم که فقره جایگزین عدد و دفعه دراین قبیل اصطلاحات ... "
مجید که این حرف ها را میزد زیر چشمی مواظب پدربود، وقتی دید لقمه را برداشت و شروع کرد به غذا خوردن، نفس راحتی کشید و رو به مادرش گفت :
" راستی شنیدید که حمید آقا به زودی داماد میشود؟"
دختر که سراپا گوش بود و ازشنیدن حرفهای برادرش قانع نشده بود یک مرتبه داد کشید "داداش همونه دیگه. خوب شد که گفتی. پس تو هم شنیدی. اصلا فقره از آنجا درآمده. توی کلاس پیچیده که حمید فقره اش تصادفی ست! خواهرش حمیده زده تو گوش ملیحه که فقره ی بابات تصادفیه! دعوا راه افتاده سر فقره! حالا من این فقره را میخواستم از بابا بپرسم نه اونا را که تو گفتی و بیخودی پریدی وسط حرف نذاشتی بابا درست توضیح بدهد!"
این بار پدر که از وراجی دخترش به خنده افتاده بود گفت :
"آنهایی که مجید گفت هم درسته و هم نادرست، معنای دیگری هم دارد که نگفت.
دخترم: فقره بین عوام، یعنی آلت مردانگی!" (اصلش را گفت.) مادر زد تو صورت خودش "خاک عالم این حرفها چیست سرسفره میزنین شماها!؟" سحر پرید وسط حرفش: مثل اهلیل!
چشمان مادر گرد شد خواست فریاد بکشد، سحر ادامه داد:
"اصلن این داداش مجید همیشه آدرس غلطی به من میده. آن روز هم که ازش پرسیدم: داداش «کاندوم» یعنی چی؟" گفت: "پوشش، مثلن، یعنی مثل پتو یا ملافه!" گفتم: "داداش مطمئنی؟"گفت:" آری. " گفتم: "پتو و ملافه که تو کیف مامان جا نمیگیره!"
پی نوشت : من بی تقصیرم ! ![]()
چهارشنبه یکم اسفند 1386
کشف فسیل قورباغه غول پیکری که دایناسور میخورده است!
گروهی از دیرینه شناسان آمریکایی بقایای فسیلی یک قورباغه غول پیکر را در ماداگاسکار کشف کردند که در حدود 40 سانتی متر بوده و احتمالا از بچه دایناسورها تغذیه می کرده است.
به گزارش خبرگزاری مهر، دیرینه شناسان دانشگاه "استونی بروک" که نتایج تحقیقات خود را در مجله "شرح مباحثات آکادمی ملی علوم آمریکا" (PNAS) منتشر کرده اند، بقایای فسیلی یک قورباغه غول پیکر ماقبل تاریخ را در ماداگاسکار کشف کردند.
این دانشمندان که نام این قورباغه عظیم را Beelzebufo ampigna گذاشته اند، در خصوص این گونه جدید که بین 60 تا 70 میلیون سال قبل و در دوره پس از کرتاسه می زیسته است، اظهار داشتند که طول این حیوان دو زیست در حدود 40 سانتی متر و وزن آن 5 کیلوگرم بوده است.

این گونه جدید در شجره ژنتیکی گونه ای از قورباغه های شاخداری که در آمریکای جنوبی ساکن هستند، جای گرفته است.
براساس گزارش رویترز، پشت این حیوان از یک لایه چرم مانند پوشیده شده و آرواره های بسیار پرقدرتی داشته است که امکان شکار بچه دایناسورهای کوچک، مهره داران کوچک و سوسمارها را برای آن فراهم می کرده است.
این کشف به خصوص به دلیل فقر فسیلهای مرتبط با دوزیستان در نیمکره جنوبی زمین از اهمیت ویژه ای برای تکمیل پازل جغرافیای زیستی این گونه جانوری برخوردار است.
منبع : خبرگزای مهر


