تبليغاتX
خانم کپی

پیوندهای روزانه

جمعه چهاردهم تیر 1387

ترور با اشعه ایکس

منبع : نیک آهنگ

 پی نوشت : چند وقتیه بد جوری به احمدی نژاد گیر دادم ، نمی دونم علتش چیه ! فقط امیدوارم مردم گول نخورند و دور دوم بهش رای ندن ! هر کی بیاد بهتر از ایشونه ...


نوشته شده توسط پرستو در 15:2 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه سی ام خرداد 1387

شرايط ازدواج دختران براي پسران در استانهاي مختلف

این متن تنها جنبه طنز دارد و همین جا از همه هم وطن های گلم معذرت می خوام

۱- در شهر خرم آباد از استان لرستان ؛ شرایط عبارتند از:

*داشتن باشگاه بدنسازی

*داشتن حداقل یک مقام نائب قهرمانی در مسابقات قویترین مردان ایران

*داشتن عکس یادگاری و امضا از فرامرز خود نگار و محراب فاطمی

*بازگرداندن کمک های مردمی مفقود شده در زلزله بم به مسئولان ذیربط!!!

*نکته:در صورتی که عضلات شکم شش طبقه باشند امتیاز ویژه محسوب خواهد شد!(5 امتیاز)

 

۲- شهر تبریز از استان آذربایجان شرقی.شرایط عبارتند از:

*تلفظ حرف ق

*ادای کلمات قلقلک و قوز بالای قوز بدون کوچکترین اشتباه!

*دانستن جواب مسئله 2X2 از لحاظ مختلف

*بلد بودن جک های متعدد درباره بچه های تهران

*داشتن مدال لیاقت و شجاعت از اداره فرهنگ و هنر تبریز جهت بستن بمب به کمر و منفجر کردن کامیون حامل جک های صادراتی تبریز به استان های همجوار.

 

۳- شهر زاهدان از استان سیستان و بلوچستان.شرایط عبارتند از:

*توانایی قورت دادن سه کیلو تریاک

*توانایی عبور 20 کیلو محموله مواد مخدر از جلوی مأموران مرزبانی

*داشتن مزرعه خشخاش

*آشنایی دیرینه با عبدالقمر خان قاچاقچی پاکستانی

*دارای رفت و آمد خانوادگی با جمشید هاشم پور!

 

۴- شهر رشت از استان گیلان.شرایط عبارتند از:

*داشتن رو حیه مهمان نوازی!

*داشتن روحیه مهمان نوازی!

*داشتن روحیه مهمان نوازی!

*.......

 

۵- شهر قزوین از استان قزوین.شرایط عبارتند از:

*نداشتن چشم طمع به برادر همسر!

*توانایی خم شدن و استقامت در وسط شهر قزوین!

*[...] و [...]

 

۶- شهر اصفهان از استان اصفهان.شرایط عبارتند از:

*خوردن موز به صورت دو بار در هفته!
*دست و دلباز بودن

*داشتن حداقل سه بار سابقه دعوت دوستان به شام یا نهار و یا یکبار برگزاری مهمانی فامیلی

*ننازیدن به سی و سه پل و سایر ابنیه تاریخی!

*راستگویی و صداقت!!!

 

۷- شهر های سنندج و کرمانشاه از استان های کردستان و کرمانشاه.شرایط عبارتند از:

*توانایی پوشیدن شلوار استرج و تنگ به مدت 24 ساعت

*نداشتن سیبیل

*تعهد به خاک ایران و نداشتن ادعای استقلال طلبی!

*نداشتن سابقه دعوا و قلدری

*نبریدن سر نویسنده این مطلب!!!

 

۸- شهر آبادان از استان خوزستان.شرایط عبارتند از:

*کوتاه کردن پشت مو و استفاده از عینک آفتابی فقط در صورت لزوم و زیر آفتاب!

*پوشیدن پیراهن و شلوار سفید

*نداشتن هیچ گونه ادعا نسبت به همنشینی با راکی-رامبو-جکی چان-بروسلی و بیل کلینتون

*نداشتن هیچ گونه ادعای مالکیت نسبت به برج ایفل â€"برج پیزا-مجسمه آزادی و برج میلاد!

*داشتن روحیه راستگویی و حقیقت طلبی(یعنی زیاد لاف نیاد)

 

۹- شهر یزد از استان یزد.شرایط عبارتند از:

*توانایی زیستن در آب و هوای خوش.

*آشنایی با اشیائی چون چمن-سبزه-قناری و سایر موجودات زنده ساکن مناطق خوش آب وهوا

*نداشتن روحیه آب زیر کاه و رندی

*ادای حرف های خ و ق بدون تشدید

 

۱۰- شهر تهران از استان تهران.شرایط عبارتند از:

*داشتن تنها دو دوست دختر

*آشنا نبودن با معنی و مفهوم کلمات دودره-تلکه-تیغیدن و ....

*داشتن روحیه جوانمردی

*مرد بودن!

با تشکر از آقا پویا

نوشته شده توسط پرستو در 1:5 |  لینک ثابت   • 

جمعه هفدهم خرداد 1387

ارزیابی کپی رایت در ایران

با عنایت به این موضوع که مسئله کپی رایت در کشور ما یکی از مسائل مهم و حیاتی و مورد توجه است که این مسئله در مورد علی سنتوری به واقع نمایان بود و نشان از این بود که چقدر مردم و دوستدارن هنر به این مهم بها می‌دهند و آن را مورد بررسی و کنکاش قرار می‌دهند. در همین راستا و با نیت کمک و یاری به وزارت ارشاد فخیمه و با طرح سوالاتی دست به کار شدیم تا ایضا نتیجه این بررسی بتواند به وضع کپی رایت در کشور ما کمک کند:

1) اگر کپی رایت در ایران اجباری شود ما چکار کنیم؟
الف) از مسئولان شکایت می‌کنیم و به خارج از کشور می‌گریزیم
ب) خودکشی می‌کنیم و از دنیا می‌رویم
ج) دستگیر می‌شویم و در قتل‌های زنجیره‌ای به هلاکت می‌رسیم
د) آلبوم‌های موسیقی را احتکار می‌کنیم و به قیمت گزافی می‌فروشیم
توجه: این سوال کپی رایت دارد. صاحب حقوقی و معنوی این سوال حاج کمال در فرندفید است.

2) به خاطر……………. در ایران کپی‌رایت نقض می‌شود
الف) درک و شعور هنری صفار چرندی و دوستان
ب) پایین بودن قیمت آلبوم‌ خوانندگان(مثال) و گران بودن قیمت برنج
ج) مدل‌های جدید دی‌وی‌دی رایترها در بازار
د) عدم تعقیب و گریز متخلف کپی‌رایت (اسمایلی عدم قوانین سختگیرانه)

3)کدام یک از تعاریف زیر برای کپی رایت در ایران صحیح است
الف) کپی رایت در ایران یعنی عشق و حال
ب) کپی رایت یعنی همان کپی پست
ج) من از اینترنت می‌کُنَم دانلود و بر سرشان می‌کُنم غرغر
د) کپی رایت در ایران تعریف نشده است

4) ……………..مهمترین عامل نقض کپی رایت در ایران است؟
الف) دست‌های پشت پرده
ب) سازمان ملی جوانان
ج) سفرهای استانی رئیس جمهور
د) کالیبر!

5) چه کسانی در ایران کپی رایت را رعایت می‌کنند؟!
الف) خودمون؟!
ب) غیر ممکنه
ج) اگه بخوای هم نمی‌تونی رعایت کنی
د) خانه از پای بست ویران است… خواجه در فکر نقش ایوان است!

جواب‌ِ سوالات تابلو است! به بهترین ارزیاب این دوره یک سری کامل وب‌سایتهای دانلود موسیقی و فیلم و فلان و بهمان اهداء خواهد شد.
پی‌نوشت:‌ راحت باشید دانلودتان را بکنید. وال

منبع : شاخ به شاخ


نوشته شده توسط پرستو در 22:21 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه سیزدهم خرداد 1387

آدم باشید !


 
نوشته شده توسط پرستو در 20:55 |  لینک ثابت   • 

شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387

دانش ؟! جو

Icon_star_empty در صورت خوانا نبودن نوشته های تصویر اول به بزرگی خودتون ببخشین ، بعدم روی تصویر کلیک کنید تا با سایز واقعی نشون داده بشه!

منبع : زیاده عرضی نیست

 

نوشته شده توسط پرستو در 15:46 |  لینک ثابت   • 

شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387

اندر حکايت گرانی چنانکه افتد و دانی

 با پوزش از پيشگاه حضرت مولاناجلال الدين بلخی

 

  بشنو از نی چون حکايت می کند               از گرانی ها شکايت می کند

    چون زبان بنده را ببريده اند                        بال پرواز مرا هم چيده اند

    سکه خواهم کيسه کيسه بی شمار           تا گرانی را کنم شايد مهار

    هرکسی بر رخ نهد يک تپه ريش                 بيمه گردد تا ابد با پشم خويش

    من به هر بيچاره ای گريان شدم                  يار بی چيزان و درويشان شدم

    هرکه آمد فتنه زد در کار من                       همچو ملايان نشد غمخوار من

    هان چه بايد کرد ما را زور نيست                 حاضريم از بهر مردن گور نيست

    مرگ ما نزديک اما دور نيست                      کس به فکر اين تن رنجور نيست

    هر که را پارتی نباشد نيست باد                 گشته فربه بطن آقا، نيست باد


ادامه مطلب
نوشته شده توسط پرستو در 14:58 |  لینک ثابت   • 

شنبه دهم فروردین 1387

ایران به سازمان ملل شکایت کرد !

 

نوشته شده توسط پرستو در 21:2 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386

روش هاي دوست پسر آزاري!

اگه بهتون زنگ زد (در اين مسئله فرض بر هوتن نام بودن دوست پسرتونه…!!!) بگين سلام حميد جون.بعد يه دفعه انگار که تازه متوجه شدين بگين اوا خاک به سرم علي تويي؟؟؟؟مي تونين اين سير رو تا هفده باز تکرار کنين ولي بار هجدهم ديگه خطر مرگ داره.من مسئوليتي در قبال اين حادثه ندارم

بهش زنگ بزنين و بگين کسي خونه نيست و دعوتش کنين خونتون ، بعد با دختر همسايه بريد سينما و فيلم هوو يا ازدواج به سبك ايرونى رو ببينيد

تا يه شوخي کوچيک با شما کرد سريعا جبهه بگيرين و باهاش دعوا کنين. با کلماتي از قبيل:مگه تو خودت خواهر مادر نداري؟…يا يه همچين چيزايي .ولي دو تا سه دقيقه بعد خودتون يه جک فجيع يا افتضاح تعريف کنيد و بعدش بشينيد و قيافه بنده خدا رو تماشا کنيد

آرايش شديد بزنيد و از اين شلواراي خيلي برمودا و از اين پيرهن آستين کوتاها بپوشيد و بريد جلوي بنده خدا رژه بريد و وقتي به شما نزديک شد و به دو سه متري شما رسيد ، سرش داد بزنيد و بعدش بشينيد و زجر کشيدنش رو تماشا کنيد

عکسهاي دو نفره اي رو که با پسر نوه عمه ي خاله ي پدربزرگ پسر دختر خالتون و يا امثالهم گرفتيد بهش نشون بديد ولي بهش اجازه نديد حتي يه دونه عکس باهاتون بگيره

موقع تولدش جلوي دوستاش فقط بهش يه شاخه گل هديه بديد و حالشو حسابي بگيريد و (احتمالا بسته به قدرت و توانايي قلبي و شرايط جوي) بشينيد و سکته شو تماشا کنيد و لذت ببريد

همين که تو ماشين بغل دستش نشستين شروع کنين به عطسه کردن و از بوي ادکلن چند صد هزار تومنيش که با زجرکش کردن پدر و مادرش خريده ايراد بگيريد و بهش بگيد که به اين بو حساسيد

وقتي داره باهاتون حرف مي زنه همين که به جاي حساس حرفاش رسيد بي مقدمه موبايلشو برداريد و به يکي از دوستاتون زنگ بزنيد و چهار ساعت و چهل و هشت دقيقه با دوستتون حرف بزنيد و اون بدبختو تو کف حرف زدن و تو فکر قبض موبايل بذاريد

 

نوشته شده توسط در 14:41 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه بیستم اسفند 1386

حرفه ها و مشاغل !!!!!

 

 

حسابدار: کسی است که قیمت هر چیز را میداند ولی ارزش هیچ چیز را نمی داند.

بانکدار: کسی است که هنگامی که هوا آفتابی است چترش را به شما قرض می دهد و درست تا باران شروع می شود آن را می خواهد.

مشاور: کسی است که ساعت شما را از دستتان باز می کند و بعد به شما می گوید ساعت چند است.

سیاستمدار: کسی است که می تواند به شما بگوید به جهنم بروید منتها به نحوی که شما برای این سفر لحظه شماری کنید.

اقتصاددان: کسی است که فردا خواهد فهمید چرا چیزهایی که دیروز پیش بینی کرده بود امروز اتفاق نیفتاد.

روزنامه نگار: کسی است  که 50% از وقتش به نگفتن چیزهایی که می داند می گذرد و 50% بقیه وقتش به صحبت کردن د ر مورد چیزهایی که نمی داند.

ریاضیدان: مرد کوری است که در یک اتاق تاریک بدنبال گربه سیاهی می گردد که آنجا نیست.(منو میگه؟ آقا مگه همه ریاضیدانان مرد هستن! منم نیمه ریاضیدانم خوب...اصلاح میشود: انسان کوری است....!)

هنرمند مدرن: کسی است که رنگ را بر روی بوم می پاشد و با پارچه ای آن را بهم می زند و سپس پارچه را می فروشد.

فیلسوف: کسی است که برای عده ای که خوابند حرف می زند.

استاد: کسی است که کاری ندارد ولی حداقل می داند چرا.

روانشناس: کسی است که از شما پول می گیرد تا سوالاتی را بپرسد که همسرتان مجانی از شما می پرسد.

معلم مدرسه: کسی است که عادت کرده فکر کند که بچه ها را دوست دارد.

جامعه شناس: کسی است که وقتی ماشین خوشگلی از خیابان رد می شود و همه مردم به آن نگاه می کنند ، او به مردم نگاه می کند.

برنامه نویس: کسی است که مشکلی که از وجودش بی خبر بودید را به روشی که نمی فهمید حل می کند.

منبع: جغد

 

نوشته شده توسط در 18:5 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه چهاردهم اسفند 1386

نتیجه گیری!

شرلوک هلمز، کارآگاه معروف،و معاونش واتسون رفته بودند صحرانوردی و شب هم چادری زدند و زیر آن خوابیدند…  نیمه های شب هلمز بیدار شد و آسمان را نگریست؛ بعد واتسون را بیدار کرد و گفت : نگاهی به بالا بینداز و به من بگو چه می بینی؟!Thinking
واتسون گفت: میلیون ها ستاره می بینم! Yawn
هلمز گفت:  چه نتیجه ای می گیری؟!Thinking
واتسون گفت: از لحاظ روحانی نتیجه می گیرم که خداوند بزرگ است و ما چقدر در این دنیا حقیریم. از لحاظ ستاره شناسی نتیجه می گیرم که زهره در برج مشتری است، پس باید اوایل تابستان باشد. از لحاظ فیزیکی نتیجه می گیرم که مریخ در محاذات قطب است، پس باید ساعت حدود سه نیمه شب باشد…! Smug
شرلوک هلمز قدری فکر کرد و گفت:  واتسون! تو احمقی بیش نیستی!  نتیجه ی اول و مهمی که باید بگیری این است که چادر ما را دزدیده اند!!! Rolling on the floorWaiting

منبع: زهرا

نوشته شده توسط در 22:36 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه چهاردهم اسفند 1386

چگونه خوشگل باشیم ؟!

  راهكارهايي ساده و كم هزينه براي اينكه جذاب تر به نظر برسيد:  

 

 

   آرايش مناسب ريش و سبيل شما را جذاب تر مي كند!

 

 آرامشی که در چهره دارید شما را زیبا تر می کند. 

    

   براي داشتن دماغ نوك بالا الزاماً جراحي لازم نيست راههاي كم خرج تري هم وجود دارد. اگر چانه خود را كمي  بالا بگيريد، خوب دماغتان هم نوك بالا خواهد شد!

 

 چاقی نباید باعث شود که روحیه خود را از دست بدهید!

 

   غصه نخوريد! يك لباس گشاد مي تواند شكم شما را كاملاً مخفی کند 

 

   اگر ناگهان از خواب بيدار شديد  و وقتي براي  مرتب كردن موهايتان نداريد اصلاً نگران نشويد!  مدل هاي جديد مو همين جوري كشف مي شوند!                                     

             

                             كچل بودن عيب نيست، نپرسيدن عيب است!   

 

                                                                      

یک لباس سفید و روشن می تواند باعث شود که چهره شما جذاب تر به نظر برسد! 

 

  

   لبخندي كه هميشه بر لب داريد دلها را اسير شما خواهد كرد.

 

منبع : کاملا شخصی

 

نوشته شده توسط پرستو در 17:2 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه دوازدهم اسفند 1386

آفرین به تو کفاشیان. تو آخرشی

بالاخره بعد از کلی کش و قوس و کشمکش و اینها مربی تیم ملی انتخاب شد. کسی که بعد از شنیدن خبر از شدت تحیر و تعجب تا دقایقی در بهت و حیرت فرو رفتم.
به هر حال جا دارد یک خسته نباشید به جناب کفاشیان عرض کنیم که بعد از مدت‌ها ریاضت و بی‌خوابی و دربه‌دری و تن‌پروری بکدفعه به خودشان آمدند و بهترین گزینه را برای مربیگری از توی گوی قرعه‌کشی بیرون کشیدند. آفرین به تو کفاشیان. تو آخرشی
میانه مردم که با علی دائی بسیار خوب است. نشان به آن نشان که همیشه در استادیوم دائی را با شعارهای قشنگ و محبت‌آمیزشان مورد لطف قرار می‌دهند و این علاقه مردم نسبت به شخص دائی در این میان از لحاظ روحی و انبساط خاطر می‌تواند کمک شایانی به او بکند.
ضمن اینکه خدا هم با دائی‌ست و او همیشه از دعاهای خیر علمای ساکن در قم مبسوط می‌شود. همین چند وقت پیش یک تک پا پیش آیت‌الله بهجت رفتند و بعد از آن شاهد احیا شدن تیم سایپا بودیم و اگر علی دائی در تیم سایپا ماندنی بود همه تیم‌ها تا پایان فصل قلع و قمع می‌شدند و از سال بعد لیگ برتر با حضور تیم‌های دسته دو شکل می‌گرفت. شما که این را نمی‌خواستید بعله اصلاً‌ به خاطر همین بود که کفاشیان (این مرد فوق‌العاده کارآمد و هوشمند)- علی دائی را به عنوان مربی تیم ملی انتخاب کرد تا در سالهای آتی همه کشورها تیم فوتبال‌شان درب و داغان شود و تنها این ایران باشد که در ورزش فوتبال یکه‌تازی کند.
خدایا شکرت نه به خاطر این چیزهایی که گفتم بلکه به خاطر اینکه رابطه علی دائی با مهدوی کیا و کریمی و دیگر لژیونرها هم بسیار عالی است و در جام جهانی دیدیم چقدر به هم لطف داشتند. علی کریمی از اینکه با دائی تعویض شد از فرط خوشحالی-کنترلش را از دست داد و کلمن آب را به سمت نیمکت‌نشینان شوت کرد. مهدوی‌کیا هم در مصاحبه‌ای چند وقت پیش اعلام کرد که علی دائی هر وقت او را می‌بیند روی‌ش را برمی‌گرداند. این نشان از این دارد که این دو بازیکن چقدر همدیگر را دوست دارند و روی‌شان نمی‌شود جلو بیایند و با هم خوش‌بش کنند. به هر حال می‌بینیم که همه چیز آماده و مهیا برای علی دائی تریپ هلو برو تو گلو قرار گرفته و باید شاهد درخشش تیم ملی‌مان در بازی‌های پیش‌روی مقدماتی جام‌جهانی باشیم. کفاشیان و شرکای‌ش دست مریزاد. آفرین. انشالله که بقیه مسئولین هم مثل شما باشند. مثل شما بی‌اندیشند. از خداوند همیشه این را خواستاریم که اگر این شود جامعه‌ای پویا و بالنده خواهیم داشت.

منبع : شاخ به شاخ

 پی نوشت : من تو گزینه های ایرانی علی دایی رو از همه بیشتر قبول داشتم ، خوشحالم سرمربی شد...

نوشته شده توسط پرستو در 21:35 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه دوازدهم اسفند 1386

چرا مردها زودتر از زنان می میرند؟!

این سوالی است که برای قرن های متمادی بی پـاسـخ مـانـده اسـت... اما حالا ما می خواهیم پاسخ آنرا به شما بدهیم :

اگر خانمتان را بر بالای یک سکو بگذارید و از او در مقابل موش ها محافظت کنید... شما یک مرد هستید
اگر در خانه بمانید و کارهای خانه را انجام بدهید... شما یک مرد لوس و مامانی هستید
اگر به شدت کار کنید... برای او اهمیت قائل نیستید که برایش وقت صرف نمی کنید
اگر به اندازه کافی کار نکنید... مفت خوری هستید که به درد هیچ چیز نمی خورید
اگر او یک کار ملال آور با حقوق پایین داشته باشد... شما قصد بهره کشی اقتصادی از او را دارید
اگر شما یک کار ملال آور با حقوق پایین داشته باشید... بهتر است تنبلی را کنار بگذارید و کار مناسب تری پیدا کنید
اگر شما شغل بهتری گرفتید... پارتی بازی شده
اگر او شغل بهتری بگیرد... به خاطر توانایی های بالایش بوده
اگر به او بگویید که چقدر زیباست... این نشان دهنده خواست های جنسی شماست
اگر سکوت کنید و چیزی نگویید... این بی اهمیتی شما را نسبت به او می رساند
اگر گریه کنید... آدم بی عرضه ای هستید
اگر گریه نکنید... بی احساس و بی عاطفه هستید
اگر بدون مشورت با او تصمیم بگیرید... شما یک متعصب خودخواه هستید
اگر او بدون مشورت با شما تصمیم بگیرد... یک خانم لیبرال و آزادمنش است
اگر از او خواهش کنید که به خاطر شما کاری را که دوست ندارد انجام دهد... این امر سلطه جویی و دیکتاتور بودن شما را می رساند
اگر او از شما یک چنین درخواستی داشته باشد... انجام آن لطف و مرحمت شما را می رساند
اگر از آنها بخواهید که هیکل خود را روی فرم نگه دارند... شما یک مرد شهوتران هستید
اگر نخواهید... شما اصلا رمانتیک نیستید
اگر به خودتان برسید... خودبین و از خودراضی هستید
اگر این کار را انجام ندهید... یک فرد ژولیده و نا مرتب هستید
اگر برای او گل بخرید... این کار را برای دستیابی به چیزهای دیگر انجام داده اید
اگر نخرید... احساسات او را درک نمی کنید
اگر به پیشرفت های خود افتخار کنید... انسان جاه طلبی هستید
اگر این کار را نکنید... اصلا بلندپرواز نیستید
اگر او سر درد داشته باشد... خسته است
اگر شما سر درد داشته باشید... می خواهید به او بفهمانید که دیگر دوستش ندارید
اگر او را زیاد بخواهید... شهوتران هستید
اگر نخواهید... پس حتما پای یک خانم دیگر در میان است


در نهایت... مردها زودتر می میرند چون خودشان اینطور می خواهند

 

نوشته شده توسط پرستو در 10:58 |  لینک ثابت   • 

جمعه دهم اسفند 1386

اسناد جدید آژانس

منبع : نیک آهنگ کوثر

 

نوشته شده توسط پرستو در 18:36 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه هفتم اسفند 1386

ماه خال دار

گويند كه در ازمنه اي نه چندان قديم روزي پسري به خانه آمد و به مادر گفت: اي مادر عزيزتر از جون ! مرا درياب كه الان در حال حضرم . پس مادر آنچنان كه رسم مادران است به سينه بكوفت كه چه شده اي گل پسركم !

پسر نگاهي به مادر بكرد و گفت كه اگر چه حيا دارم ولي به تو بگويم كه امروز در محله مان چشمم براي اولين بار به اين  دختر همسايه خورد و نگاه همان و عشق همان! پس اينك از تو مادر بزرگوار خواهم كه به خانه آنها روي و او را به نكاح (عقد)من در آري كه ديگر تاب دوري او را بيش از اين درمن نيست !!!

مادر نگاهي از سر دلسوزي به پسر بيانداخت و گفت : دلبركم من حرفي ندارم و بسي خوشحالم كه تو از همان ابتداي راه به جاي الاف شدن در خيابان و ولنگاري راه حيا در پيش گرفتي و ازدواج كردن

اما بهتر است كه لختي درنگ نمايي كه اينگونه عاشق شدن ناگهاني را  رسم ازدواج نشايد و اگر هم بشايد ديري نپايد!

پس پسر نگاهي زجمورانه به مادر بيانداخت و گفت مادرجان يا حال برو يا ديگر زن نخواهم كه اين ماه تابان ازدست من برود و عشق او وجودم را بسوزاند .

پس مادر كه پسر خود را دوست همي داشت به سرعت چارقد خويش به سر كرد و به خانه همسايه رفت . در آنجا چشمش به سه دختر خورد يكي از يكي زيبا تر پس اس ام اس ( همان پيامك ) بزد كه يا بني ! دراين منطقه كه تو ما را فرستادي نه يك ماه كه سه ماه در پشت ابرند و يكي از يكي ماه تر بگو كه كدام ماه چشم تو را برگرفته !

پس پسر نيز اس ام اسي بزد كه يا مادر ! آن ماهي كه خالي در گونه چپش بدارد ! مادر نيم نگاهي به ماه ها بنمود و دوباره اس ام اس زد كه اي پسر اين ماهان همه خال دارند .

 پس دوباره پسر اس ام اس بزد كه آن ماه من خالش كمي بزرگتر باشد از باقيه ماهان!

مادر لختي درنگ بكرد و دوباره اس ام اس بزد كه من چشمهايم خوب نبيند كه خال كدام بزرگتر است .

پسر اس ام اسي دگر بزد كه مادركم همان ماهي كه مويش قهوه اي باشد !

مادر نگاهي بكرد و اس ام اس زد  كه اين ماهان مويشان نيز يكرنگ است !

پسر با عصبانيت اس ام اس بزد كه مادر! آن دو ماه كوفتي ديگر موهايشان مشكي است و اين دگر قهوه اي است!!! آخر مادر جان تو كه چشمهايت نمي بيند عينكي براي خود ابتياع كن !!! حالا عيبي ندارد مادر عزيز! نشان ديگر به تو دهم ببين روي بازوي كدام ماه گرفتگي دارد ماه من همان است !!!

مادر اس ام اس زد كه آخر دراين معركه من بازوي دختر مردم را چگونه ببينم ؟!

پسر اس ام اس كرد كه مادر جان تو كه مرا كشتي ! خب ببين اگه لباس نازك دارد روي سينه چپش نيز خالي باشد و به خدا كه آن دو ماه ديگر اين خال را  ندارند !!!

مادر كمي دقت بفرمود و با خوشحالي فريادي زد و اس ام اس زد كه احسنت بر تو شير پاك خورده ! يافتم ماه تو را كه همان جور كه بفرمودي است !!

هنوز پسر اس ام اسي نفرستاده بود كه مادر لختي درنگ بنمود و سپس سريع شماره پسر را بگرفت كه :

لندهور كثافت ! خاك بر سر بي حيايت كنند! شيرم را حرامت مي كنم (البته شير خشكهايي را كه بر حلق كوفتي ات ريختم ) خجالت نكشيدي ؟ فلان فلان شده بي حيا................

و البته ما در اين داستان قصدمان اين بود كه پسران امروز حيا بياموزند از پسران ديروز كه به قصدمان هم رسيديم!

ممنون ار آقا پویا

نوشته شده توسط پرستو در 17:18 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه ششم اسفند 1386

پنجاه راه براي بازي کردن با اعصاب

  1. روزهاي تعطيل مثل بقيه روزها ساعتتون رو كوك كنين تا همه از خواب بپرن

  2. سر چهارراه وقتي چراغ سبز شد دستتون رو روي بوق بذارين تا جلويي ها زود تر راه بيفتند

  3. وقتي ميخواين برين دست به آب با صداي بلند به اطلاع همه برسونين

  4. وقتي از کسي آدرسي رو مي پرسين بلافاصله بعد از جواب دادنش جلوي چشمش از يه نفر ديگه بپرسين

  5. کرايه تاکسي رو بعد از پياده شدن و گشتن تمام جيبهاتون به صورت اسکناس هزاري پرداخت کنيد

  6. همسرتون رو با اسم همسر قبليتون صدا بزنين

  7. جدول نيمه تموم دوستتون رو حل کنين

  8. روي اتوبان و جاده روي لاين منتهي اليه سمت چپ با سرعت پنجاه کيلومتر در ساعت حرکت کنين

  9. وقتي عده زيادي مشغول تماشاي تلويزيون هستند مرتب کانال رو عوض کنين

  10. از بستني فروشي بخواين که اسم پنجاه و چهار نوع بستني رو براتون بگه


ادامه مطلب
نوشته شده توسط در 14:14 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه دوم اسفند 1386

فقره

 

سحر، دختر ده ساله سر شام ناگهان چیزی یادش آمد که توی دفترچه اش نوشته بود، از سر سفره بلند شد و رفت اتاقش با دفترچه برگشت و از پدرش پرسید: "بابا فقره یعنی چی؟"

پدر که لقمه را برده بود نزدیک دهنش، با دهن باز خیره شد به دختر و لقمه را گذاشت توی بشقاب و خشمگین زیر لب گفت لا اله الا الله ...
پسر بزرگش که میدانست پدر هروقت چنین کند بلافاصله قشقره ای راه میاندازد! بلافاصله گفت: "این کلمه در بازار بین تجار و کاسبکارها بیشتر رواج دارد. مثلا چند فقره جنس از خارج وارد شده. دولت اجازه داده که چند فقره میوه و سبزی صادر شود. معنای فقره بیشتر شامل تعداد میشود. مثلا خان دایی ازخارج چند فقره سوغاتی آورده بود! همانطور که گفتم فقره را به جای دفعه و عدد بکار میبرند. مثلا عوض اینکه بگوییم دو سه مرتبه به جمکران نامه نوشتم پولم هدررفت، میگوییم چند فقره نامه نوشتم نتیجه نداد. و خلاصه بهت بگویم که فقره جایگزین عدد و دفعه دراین قبیل اصطلاحات ... "

 

مجید که این حرف ها را میزد زیر چشمی مواظب پدربود، وقتی دید لقمه را برداشت و شروع کرد به غذا خوردن، نفس راحتی کشید و رو به مادرش گفت :
" راستی شنیدید که حمید آقا به زودی داماد میشود؟"


دختر که سراپا گوش بود و ازشنیدن حرفهای برادرش قانع نشده بود یک مرتبه داد کشید "داداش همونه دیگه. خوب شد که گفتی. پس تو هم شنیدی. اصلا فقره از آنجا درآمده. توی کلاس پیچیده که حمید فقره اش تصادفی ست! خواهرش حمیده زده تو گوش ملیحه که فقره ی بابات تصادفیه! دعوا راه افتاده سر فقره! حالا من این فقره را میخواستم از بابا بپرسم نه اونا را که تو گفتی و بیخودی پریدی وسط حرف نذاشتی بابا درست توضیح بدهد!"


این بار پدر که از وراجی دخترش به خنده افتاده بود گفت :
"آنهایی که مجید گفت هم درسته و هم نادرست، معنای دیگری هم دارد که نگفت.

دخترم: فقره بین عوام، یعنی آلت مردانگی!" (اصلش را گفت.) مادر زد تو صورت خودش "خاک عالم این حرفها چیست سرسفره میزنین شماها!؟" سحر پرید وسط حرفش: مثل اهلیل!


چشمان مادر گرد شد خواست فریاد بکشد، سحر ادامه داد:
"اصلن این داداش مجید همیشه آدرس غلطی به من میده. آن روز هم که ازش پرسیدم: داداش «کاندوم» یعنی چی؟" گفت: "پوشش، مثلن، یعنی مثل پتو یا ملافه!" گفتم: "داداش مطمئنی؟"گفت:" آری. " گفتم: "پتو و ملافه که تو کیف مامان جا نمیگیره!"

 

 مطلب از : آقا محسن گل گلاب!

 

پی نوشت : من بی تقصیرم !

 

نوشته شده توسط پرستو در 15:43 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386

خبر مهم درباره آی‌دی‌های یاهو

یاهو تصمیم گرفته کاربرای ایرانی رو سرویس کنه. یعنی دیگه براشون سرویس نده. اگه می‌خوای همچنان با یاهومسنجر چت کنی، آی‌دی سه نفر رو از توی ادلیستت پاک کن و آی‌دی manyemongolam رو اد کن. بعد سه بار پشت سر هم بگو «منگلترازمنچهکسیخنگولترازمنچهکسی» و این پیام رو برای هیژده نفر بفرست.

مدیونی اگه نفرستی. نامردی. خیلی بی‌معرفتی. جون مادرت بفرست.
در ضمن اگه هر روز به خانم کپی سر بزنی و مطالبش رو بخونی، سه سال بعد شوور می‌کنی یا زن می‌گیری و همه مشکلاتت حل می‌شه. اگه این‌کار رو نکنی از طرف یاهو میان و میل‌گرد تو پاچه‌ت می‌کنن و هر روز سر کوچه چوبت می‌زنن. بعد از دو سال چشمات چپ می‌شه و بچه دختر عمه مادربزرگ رفیقت کور به دنیا میاد و خودتم ایدز می‌گیری.

این پیغام رو برای هیژده نفر بفرست و منتظر یه خبر خوب بمون. این یک پیام خیلی مهم هست که خود آقای سلیکون والی از اعضای هیأت مدیره یاهو در سایت مایکروسافت نوشته. به خدا.



اصل این خبر رو می‌تونید همین‌جا بخونید:

Yahoo wants servicing Iranian users. Meaning never servicing after. If you want chat Yahoo messenger, delete 3 ID from your addlist and add manyemongolam. After 3 times say "whoIsMongolerThanMeWhoIsKhengoulerThanMe" and send this payam to 18 persons.
 
You are Madyoun if you don't send. No man. Very Marefatless. Send your mom's body. And if you everyday head to khanom copy and read its posts, after 3 years you will f* Shoovar or get Woman and will solve all of your problems. If you don't f* this job, from Yahoo comes and criclemil press to your leg and everyday head of alley wooding you. After 2 years your eyes will be left and baby of girl of aunt of bigmother of your friend will born eyeless and you get AIDS. Send this payam to 18 persons and wait for a good news. This is important payam that self of Mr. Selicon Vali from member of heyat management of Yahoo wrote at Microsoft site. To God.
 
با اندکی تغییر از سایت : عصیان
 
نوشته شده توسط پرستو در 16:50 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386

معجزه هزاره سوم

منبع : نیک آهنگ

 

نوشته شده توسط پرستو در 20:5 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386

تکمیل دین در ده برداشت!

همه می دانند که در تعالیم اسلام آمده است که با ازدواج، نیمی از دین کامل می شود.

۱. آدم حسابگر: ببخشید، دوست دختر یا دوست پسر داشتن، می کند به عبارتی بیست و پنج درصد؟!

۲. مرد منطقی: یعنی اگر دوتا زن بگیریم دینمان کامل کامل می شود؟!

۳. مرد هوسباز: آقا من چهارتا زن گرفتم که دینم را دوبرابر کنم!

۴. از متلک های وسط دعوای زن و شوهر: حیف از من خاک بر سر که خواستم دین ِ توی بی لیاقت را کامل کنم!

۵. تابلوی سر در دفاتر ازدواج: ثبت رسمی مراحل تکمیل دین! 
  تابلوی سردر دفاتر طلاق: دراینجا دقیقا و فقط نصف دین شما پس گرفته می شود، نه بیشتر!

۶. یک ریاضیدان: اگر مکمل دین، ازدواج است، آن گاه متممش چیست، ازدواج موقت؟!

۷. پدر عروس در جلسه خواستگاری رو به داماد: پسرجان، خوب فکرهایت را کرده ای؟ گفته باشم، دخترم  بعد از تکمیل، پس گرفته نمی شود ها!


۸. علامه دهخدا(!):
گفتِ پیغمبر است و گفتی راست
که نیارد کسش فزود و نه کاست:
" در زمان هرآن که جفت گزید
نصف دینش ز کیدِ دیو رهید"
شیخ طه که مرد رندی بود
از پس این حدیث می افزود:
" تا رسانی به جفت، جامه و نان
رود این دین نیمه هم ز میان!"

۹. جوان آس و پاس: ما که هیچی نداریم، نه زنی، نه بچه ای، نه سری و نه سامانی، نصف دینمان را هم بگیرید ببینیم خیالتان راحت می شود یا نه!

۱۰. اطلاعیه دختر دم بخت:
توجه... توجه...
یک عدد مکمل دین، موجود است!!

منبع

پی نوشت: اصلا من هیچی نمیگم! ولی از من گذشته به حال خانم کپی اصلی یه فکری کنید که دینش نصفه نیمه مونده!

نوشته شده توسط در 0:4 |  لینک ثابت   •