پیوندهای روزانه
- سخنرانی میرحسین در ورزشگاه کرج قطع شد/شعار مردم: بلندگو هم قطع بشه، موسوی اول میشه
- آرشیو کامل پوسترهای میرحسین موسوی
- تصوير خواهر آنخ ماهو کائن اعظم معبد آمون لو رفت!
- مدرک دکتر کردان !
- گویش شیرازی (سایت شهرداری شیراز)
- بررسي شبهه ازدواج عمر با ام كلثوم
- واقعا اینها کیک هستند ؟!
- چگونه غذای سلف را قابل تحمل کنیم
- بالاخره كردان جعلي بودن مدركش را تائيد كرد!
- سایت دانلود کتاب "کندو" - با لینک مستقیم
- کامپیوترم را دوست دارم چون...
- فتاوي ازدواج مجاهدين با دختران کوچک
- کشف پیکره نوزده متری بودا در بامیان
- ازدواج ناشيانه جوان دانشجو با مادر همکلاسي اش!!
- كلهپاچه مرغوب، دستي 11 هزار تومان
- آرشیو پیوندهای روزانه
سه شنبه دوازدهم خرداد 1388
من رأي مي دهم زيرا...
دو كوهنورد سقوط كرده اند و از طنابي نازك در پرتگاهي عميق آويزانند. طناب توان تحمل وزن هر دو را ندارد. مي توانند آن قدر صبر كنند تا ناگزير ريسمان پاره شود و هر دو به عمق دره سقوط كنند. اما آن كه در انتهاي طناب آويزان است چاقوي اش را بيرون مي كشد و طناب را از بالاي سر خود مي برد، به عمق دره پرت مي شود و ديگري را نجات مي دهد. گاه از خود مي پرسم اگر من در اين موقعيت تراژيك گيرمي افتادم شجاعت چنين تصميمي را، در اوج نا اميدي داشتم؟! به گمانم انتخابات رياست جمهوري ايران، بسياري را در چنين موقعيت دشواري قرار داده است، انتخابي سخت اما ضروري! چنين است كه من تمام كساني را كه در عين درد و شايد نا اميدي، اما شجاعانه پاي صندوق مي ايستند و رأي مي دهند، مي ستايم.

مسلما انتظار معجزه و دگرگوني كلي شرايط را ندارم و بديهي است مشكلات و درگيريهاي تلخي كه در دوران خاتمي وجود داشت، ادامه خواهند يافت. اما من پاي صندوقي خواهم ايستاد و به ميرحسين موسوي راي ميدهم، زيرا به رغم همه ي ناكاميها و فريب هاي آشكار، اين بهترين امكان من براي خواست دمكراسي است. (به موسوي رأي مي دهم زيرا به رغم حرفهاي جذاب كروبي، احتمال موفقيت اش را كمتر مي بينم.)
من رأي مي دهم زيرا مطمئنم ايران بخشي از اين جهان است كه خواه نا خواه به سوي توسعه و مدرنيته پيش مي رود و هر چه قدر اين دگرديسي با هزينه هاي كمتري صورت گيرد به سود من خواهد بود.
من رأي مي دهم زيرا گمان ميكنم نجات ايران فقط با نهادينه شدن مدنيت مدرن ممكن ميشود، هر چند هزینه ي آن ناكامي هاي بزرگي است كه با تمام زندگي خود پرداخت مي كنيم.
من رأي مي دهم زيرا از جنگ، فقر و ويراني سرزمين ام مي ترسم.
من رأي مي دهم زيرا از تكه تكه شدن ايران مي ترسم.
من رأي مي دهم زيرا از اين كه در فرودگاههاي دنيا به من و هم وطنان ام توهين شود بيزار ام.
من راي ميدهم زيرا در هر كجاي جهان باشم شناسنامه ي من ايراني است و از اين كه با خواندن مليت ام به ريشخند نگاه ام كنند بيزارم.
من رأي مي دهم زيرا از آدم هايي كه تسليم نا اميدي مي شوند مي ترسم. زيرا مي دانم كشورم از كساني كه چون دايي جان ناپلئون در توهم توطئه زندگي كردهاند و ارادهي خود را انكار مي كنند، بدترين زخم ها را خورده است.
من رأي مي دهم زيرا از آدمهايي كه بار مسؤليت را به بهانه ي ترديد، خشم و ناكامي هاشان از دوش خود برمي دارند، ميترسم. من آدمهايي را كه از زخم هاي خود، توجيه اي براي بي تفاوتي نسبت به سرنوشت ديگران مي سازند، دوست ندارم.
من با اميد به تغييرات بزرگ رأي نميدهم. من رأي ميدهم زيرا اين تنها وسيله ي اثبات قدرت اراده ي من در سرزميني است كه بديهي ترين خواسته هايم انكار شده است.
من رأي مي دهم زيرا هنوز ايران را دوست دارم.
دوشنبه بیست و دوم مهر 1387
بودا
پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1387
مرگ همكار بد!
یکروز وقتى کارمندان به اداره رسیدند، اطلاعیه بزرگى را در تابلوى اعلانات دیدند که روى آن نوشته شده بود:
آآ«دیروز فردى که مانع پیشرفت شما در این اداره بود درگذشت. شما را به شرکت در مراسم تشییع جنازه که ساعت ١٠ در سالن اجتماعات برگزار مىشود دعوت مىکنیم.آآ»
در ابتدا، همه از دریافت خبر مرگ یکى از همکارانشان ناراحت مىشدند امّا پس از مدتى، کنجکاو مىشدند که بدانند کسى که مانع پیشرفت آنها در اداره مىشده که بوده است.
این کنجکاوى، تقریباً تمام کارمندان را ساعت١٠ به سالن اجتماعات کشاند. رفته رفته که جمعیت زیاد مىشد هیجان هم بالا مىرفت. همه پیش خود فکر مىکردند: آآ«این فرد چه کسى بود که مانع پیشرفت ما در اداره بود؟ به هر حال خوب شد که مرد!آآ»
کارمندان در صفى قرار گرفتند و یکى یکى نزدیک تابوت مىرفتند و وقتى به درون تابوت نگاه مىکردند ناگهان خشکشان مىزد و زبانشان بند مىآمد.
آینهاى درون تابوت قرار داده شده بود و هر کس به درون تابوت نگاه مىکرد، تصویر خود را مىدید. نوشتهاى نیز بدین مضمون در کنار آینه بود:
آآ«تنها یک نفر وجود دارد که مىتواند مانع رشد شما شود و او هم کسى نیست جزء خود شما. شما تنها کسى هستید که مىتوانید زندگىتان را متحوّل کنید. شما تنها کسى هستید که مىتوانید بر روى شادىها، تصورات و موفقیتهایتان اثر گذار باشید. شما تنها کسى هستید که مىتوانید به خودتان کمک کنید.
زندگى شما وقتى که رئیستان، دوستانتان، والدینتان، شریک زندگىتان یا محل کارتان تغییر مىکند، دستخوش تغییر نمىشود. زندگى شما تنها فقط وقتى تغییر مىکند که شما تغییر کنید، باورهاى محدود کننده خود را کنار بگذارید و باور کنید که شما تنها کسى هستید که مسئول زندگى خودتان مىباشید.
مهمترین رابطهاى که در زندگى مىتوانید داشته باشید، رابطه با خودتان است.
خودتان را امتحان کنید. مواظب خودتان باشید. از مشکلات، غیرممکنها و چیزهاى از دست داده نهراسید. خودتان و واقعیتهاى زندگى خودتان را بسازید.
دنیا مثل آینه است. انعکاس افکارى که فرد قویاً به آنها اعتقاد دارد را به او باز مىگرداند. تفاوتها در روش نگاه کردن به زندگى است.آآ»
دوشنبه بیستم اسفند 1386
تبلیغات
" تبلیغات کاندیداهای مجلس پذیرفته می شود "
با نازل ترین قیمت
با ما تماس بگیرید...
![]()
دوشنبه هشتم بهمن 1386
هیچ بچه ای در حال جان دادن نبوده است
رابرت داوینسن زو قهرمان مشهور ورزش گلف آرژانتین زمانی در یک مسابقه موفق شد مبلغ زیادی پول برنده شود.
در پایان مراسم زنی بسوی او دوید و با تضرع و التماس از او خواست تا پولی به او بدهد تا بتواند کودکش را از مرگ نجات دهد.
زن گفت که او هیچ هزینه ای برای درمان پسرش ندارد و اگر رابرت به او کمک نکند او میمیرد قهرمان گلف دریغ نکرد و بلافاصله تمام پولی را که برنده شده بود به زن بخشید .
هفته ها بعد یکی ار مقامات رسمی انجمن گلف به او گفت که ای رابرت ساده لوح خبرهای تازه برایت دارم آن زنی که از تو پول خواسته بود اصلا بچه مریض ندارد حتی ازدواج هم نکرده و او تو را فریب داده دوست من.
رابرت با خوشحالی جواب داد : خدا را شکر پس هیچ بچه ای در حال جان دادن نبوده است این که خیلی عالی است
![]()
پی نوشت اول : امتحانام تموم شد، معدلم خیلی خوب شد ، خیلی هم خوشحالم ![]()
پی نوشت دوم : بیست و سه روز واسه کنکور ارشد وقت دارم ، می خوام با این وقت کم خودمو بسنجم
پی نوشت سوم: وبلاگ و اینترنت خیلی بی رونق شده ، چرا ؟! ![]()
جمعه بیست و هشتم دی 1386
چقدر شبيه خودت ميشوي وقتي ............
به ترانه خواني قلبت گوش مي سپاري...چه زيبا عشق الهي را زمزمه مي كند....
سختي هاي زندگي را با آرامش' تدبير و شجاعت پشت سر مي گذاري! زيرا مي داني خدا درسي بيش از ظرفيتت به تو نمي دهد....
بر روي صفحه ي ذهنت فقط و فقط لحظه هاي خوش را نقش ميزني!!
هر روز صبح به محض بيدار شدن ' پيش از هر چيز به خدا سلام مي كني.و به خاطر روز سر شار از معجزه ای که پیش رو داری تشکر میکنی...
در بد ترين شرايط زندگي هم 'زمزمه مي كني: آرامش!
هر گاه كسي از تو مي خواهد كه پندي به او بدهي ' مي گويي: هميشه به خدا توكل كن!
در زندگي ات فقط روزهايي را به حساب مي آوري كه حد اقل يك كار خوب انجام مي دهي' اين كار خوب مي تواند يك لبخند گرم باشد...!
مي داني كه بهترين راه براي شاد زيستن' شاد كردن ديگران است...!
هر اتفاقي كه در زندگي ات مي افتد' سعي مي كني از آن درسي بياموزي. چون ميداني كه خدا بي دليل آن اتفاق را در زندگي ات قرار نداده است.!!!
هيچ وقت نگران فردا نيستي . چون ايمان داري كه فردا خيلي خيلي بهتر از امروز است...
مي داني كه تنها راه رسيدن به آرامش در اين آشفته بازار دنيا اين است كه به خدا اعتماد كني...
رفتن به خانه ي سالمندان ' مستمندان ' بيماران ' دلشكستگان را فراموش نمي كني و ميداني چقدر به ديدن ما و دردو دل با ما نيازمندند....
منبع: زنده رود
چهارشنبه دوازدهم دی 1386
خودکشی!
يه روز تصميم گرفتم بخاطر مشكلم خودم رو از بالاي ساختمان پرت کنم پايين
![]()
طبقه دهم زوجي رو ديدم که عاشقانه يکديگر رو در آغوش گرفته بودند.

طبقه نهم پيتر رو ديدم که مثل هميشه تنها بود و گريه مي کرد

طبقه هشتم مردي رو ديدم که نامزدش با بهترين دوستش هم خواب شده بود

طبقه هفتم دختري رو ديدم که قرص هاي ضد افسردگي روزانه اش رو مي خورد

طبقه ششم شخص بيکار رو ديديم که هفت تا روزنامه خريده بود و نا اميدانه دنبال کار مي گشت

طبقه پنجم آقاي وانگ رو ديدم که داشت لباش خانمومش رو مي پوشيد ؟؟
طبقه چهارم رز رو ديديم که مثل هميشه با دوست پسرش جر و بحث مي کرد
طبقه سوم مرد پيري رو ديدم که اميدوارانه منتظر بود تا کسي زنگ خونه اش رو بزنه و به ديدنش بياد
طبقه دوم ليلي همچنان غصه شوهر گم شده اش رو که از يک سال و نيم پيش نا پديد شده بود را مي خورد

قبل از اينکه خودم رو از ساختمان پرتاب کنم فکر مي کردم من بد شانس ترين فرد دنيا هستم


الان مي دونم که هر کسي مشکلات و نگراني هاي خودش رو داره بعد از اينکه تمام اينها رو ديدم به اين موضوع فکر کردم که من اونقدر ها هم بد بخت نبودم
همه اون آدم هايي که ديديم الان دارند به من نگاه مي کنند
و حتما پيش خودشون فکر مي کنند که اونقدر ها هم بدبخت نيستنند

منبع :حدیث
یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386
زندگی یه بازیه !

- ده ، بیس ، سی ، چل ، پنجا شص ، هفتاد هشتاد نود صد ... بیام ؟ بییییام ؟
* کوچک که بودیم یادت هست که ، بازی می کردیم ، قایم باشک ، قایم موشک ، اسمش همینها بود ، یادت هست ؟ من سر می گذاشتم سینه دیوار و تو با خنده های نخودی ات می رفتی قایم شوی ، من چشمهایم را می بستم و می شمردم ، ده . بیس ، ... و صدای خنده ات می آمد ، .. بیام ؟ آهسته می گفتی : - بیا ، می آمدم دنبالت ، پشت در ، گوشه اتاق ، لابه لای پتوها ، زیر میز ، باخنده ات نشانی ام میدادی ، که بیایم ، و می آمدم و می خندیدیم و چه شاد و بی خیال از آینده ...
حالا ، من چشم هایم باز است ، در دلم می شمارم ، ثانیه ها را ، و روزها را و ماه ها را و .. و تو می روی ، خنده ات را نشانی نیست ، رفتنت را می بینم اما ، گم که میشوی دیگر ، میدانم ، پیدایت نخواهم کرد ، خنده هامان را لولو خورد ، روزهایمان را پیشی برد ، قایم باشک این روزها بازی همه آدم هاست ، شمردنش هست ، چشم گذاشتنش هست ، دیوارهای بلند سفیدش هست ، جابرای قایم شدنش هم هست ، اما ، پیدا شدنش نیست ، پیدا کردنش نیست ، خنده هایش .. نیست . با توام ... رفتی ؟ ...
" ... رفته بود ... "
- ضمیمه : ترانه کودکانه با صدای فرهاد
دوشنبه هفتم آبان 1386

اين نميشود كه ما مرتب بشنويم آمريكا ميخواهد به ايران حمله كند. يك بار هم كه شده ما آنها را تهديد به جنگ و خشونت كنيم ببينيم مزهي خودابرقدرتبيني چطور است!؟ حالا اينها در قالب لفاظي و تهديد و تنها براي ترساندن است ما هم فرض كنيم با اين جملات و كلمات كه هر روز ميشنويم در دل مردم و شهروندان آمريكايي وحشت ايجاد كنيم. مسلماً از اين سياستهاي خط و نشان كشيدن براي جنگ تنها ملتهاي دو كشور و بسياري كشورهاي ديگر ضرر خواهند كرد. جنگهايي اين گونه، زيان آن دوطرفه است و هيچ وقت پيروز قاطعي ندارد. به همين سادگي و نيز به همين خوشمزگي، يا چه چيزهايي متصور است:
- مذاكره با بخشي از القاعده و ساير گروههاي تندروي اسلامي و توافق براي همكاري در حملات ايذايي و انتحاري عليه اهدافي در خاك آمريكا و اروپا. مسلماً اتحاديه اروپا از حمله به ايران بيشترين صدمه را خواهد خورد و البته به نفع چين و روسيه خواهد بود.
- سازماندهي گروههايي در خاك آمريكا جهت حمله به تاسيسات، مراكز مهم و ترور اشخاص برجسته دولت آمريكا كه اقدامات حفاظتي از آنها ميلياردها دلار هزينه در برخواهد داشت.
- سازماندهي و تقويت شاخهي نظامي حزبالله و ساير گروههاي فلسطيني و لبناني كارآزموده در حملات چريكي به منافع و اهداف خاص و ترور اشخاص برجسته آمريكايي در مناطق مختلف جهان
- حملات مكرر به سفارتخانهها و ساير مراكز دولتي آمريكا در سراسر جهان و نيز سفارت كشورهاي اروپايي هم پيمان
- آموزش و سوق دادن نيروهاي ارتش و سپاه از جنگ كلاسيك به جنگ چريكي و ايجاد گردانهاي متعدد براي جنگهاي نامنظم
- حملات چريكي به پايگاههاي آمريكايي در خاك افغانستان، عراق و تركيه
- خروج كامل از سازمان ملل و عدم پايبندي به مقررات و معاهدات بينالمللي
- تقويت و آموزش سازمانها و گروههاي مخالف در عراق، لبنان، سوريه به عنوان لژيونرهاي جنگ جديد با آمريكا
- ايجاد ناامني و وحشت براي شهروندان آمريكايي در سراسر جهان با ترورهاي برنامهريزي شده و بمبگذاريهاي متعدد در سراسر آمريكاي شمالي و ساير نقاط جهان
- مينگذاري آبهاي خليج فارس و بستن تنگه هرمز و حملات ايذايي به سكوهاي نفتي و پالايشگاهها و خطوط گاز و نفت كشورهاي همسايه نظير عراق، كويت و عربستان جهت بالا بردن هر چه بيشتر قيمت نفت
- برپايي و هدايت راهپيماييهاي عظيم ضدجنگ در خاك اروپا و آمريكا با حضور مخالفان و نيز خانوادههاي آمريكايي قربانيان جنگهاي اخير
- تقويت و مذاكره با رسانههاي بينالمللي همسو مانند برخي شبكههاي ماهوارهاي و مطبوعات جهت پاتك رسانهاي
- جلب همكاري مخالفان جهانيسازي، مخالفان سلاحهاي هستهاي، مخالفان جنگ، مخالفان آلودگي محيط زيست و در كل مخالفان آمريكا و گروههاي چپگرا و اسلامگرا جهت حملات تبليغاتي مداوم
- تبليغات وسيع در جهان اسلام، بنيادگرايان و گروههاي تندروي اسلامي عليه آمريكا و تشديد فضاي ضدآمريكايي
- تبليغات رواني مكرر در مورد حمله نيروهاي آمريكا به غيرنظاميان و كودكان و بمباران مناطق مسكوني
- جلب همكاري كشورهاي همپيمان يا در ضديت با آمريكا براي كمكهاي نظامي و تسليحاتي
- ايجاد جو ضدآمريكايي در آمريكاي لاتين از طريق همپيمانان فعلي
- و گزينههاي بسيار ديگر كه بشر كينهتوز و جنگافروز و انتقامجو و استراتژيستهاي جنگ به راحتي ميتوانند آن را به كار ببرند.
- يك كار ديگر هم ميشود كرد: بهترين دفاع حمله است. وقتي تهديدات مقامات آمريكايي به اوج خود ميرسد ميتوان ترتيب چند حمله كوچك و بزرگ در خاك آمريكا و برخي منافع آن در سراسر جهان را داد تا از درون با آن درگير شده و دچار فرسايش و ناامني شوند. از قرار معلوم برخي مقامات جنگطلب آمريكا از 11 سپتامبر آنچنان كه بايد عبرت نگرفتهاند و شهروندان آمريكايي نيز همچنان ماليات ميدهند كه جنازهي فرزندانشان را از خاورميانه بازگردانند.
اين دورنمايي از آيندهي ويران دو كشور است و جنگ آيندهاي كه اين چنين به راه بيفتد جنگ صليبي خونين و كثيفي خواهد بود كه از گذشت و نجابت ريچارد شيردل و صلاحالدين ايوبي در آن خبري نخواهد بود!
با همهي اينها، صلح و مذاكره و لغو تحريمها عليه ايران و روشهاي مسالمتجويانهاي جز جنگ و تحريم هم روش متمدنانه و بهتري است. آمريكا نيز متعلق به ما و تمام كشورهاي دنياست. آمريكا را ملتهاي سراسر جهان از جمله ايرانيان ساختهاند و نه حكومت جنگطلب فعلي آن. دشمني دولتهاي دو كشور نيز دليل دشمني ملتهاي آنها نيست. ميماند تا انتخابات 2008 تا سيارهي زمين براي هميشه از شر وجود دار و دستهي بوش خلاص شود و انسانهاي ساكن زمين نفس راحتي بكشند. بگذاريم مردم ايران نيز خود سرنوشتشان را تعيين كنند.
منبع : نقطه
سه شنبه یکم آبان 1386
زیبا...

عکس زیبایی بود ، حیفم اومد یه جا نگهش ندارم ، گذاشتمش اینجا
جمعه دوازدهم مرداد 1386
آدمخواران

پنج آدمخوار بعنوان برنامهنویس در یک شرکت خدمات کامپیوتری استخدام شدند. هنگام مراسم خوشامدگویی رئیس شرکت گفت: "شما همه جزو تیم ما هستید. شما اینجا حقوق خوبی می گیرید و میتوانید به غذاخوری شرکت رفته و هر مقدار غذا که دوست داشتید بخورید. بنابر این فکر خوردن کارکنان دیگر را از سر خود بیرون کنید."
آدمخوارها قول دادند که با کارکنان شرکت کاری نداشته باشند.
چهار هفته بعد رئیس شرکت به آنها سر زد و گفت: "می دانم که شما خیلی سخت کار میکنید. من از همه شما راضی هستم. امّا یکی از نظافت چی های ما ناپدید شده است. کسی از شما میداند که چه اتفاقی برای او افتاده است؟ آدمخوارها اظهار بیاطلاعی کردند.
بعد از اینکه رئیس شرکت رفت، رهبر آدمخوارها از بقیه پرسید: کدوم یک از شما نادونها اون نظافت چی رو خورده؟
یکی از آدمخوارها با اکراه دستش را بالا آورد. رهبر آدمخوارها گفت: ای احمق! طی این چهار هفته ما مدیران، مسئولان و مدیران پروژهها را خوردیم و هیچ کس چیزی نفهمید و حالا تو اون آقا را خوردی و رئیس متوجه شد!
"لطفاً از این به بعد افرادی را که کار میکنند نخورید."
منبع: جغد
جمعه بیست و نهم تیر 1386
آنچه دختران تمايل دارند پسران بدانند
این می تواند احساس خیلی از شماها باشد: خسته شده اید. احساس می کنید که هر کاری که لازم است را برای به دست آوردن زنی بااصالت با ویژگی های ممتاز انجام می دهید اما خانم ها به شما جواب نمی دهند. تصور شما این است که خانم ها معمولاً دنبال مردی کامل هستند که در واقعیت وجود خارجی ندارد.
اما اگر از دوستان دخترتان سؤال کنید، مطمئناً پاسخ دیگری دریافت خواهید کرد. درست است که آنها زیبایی ظاهری، جذابیت و رمانتیک بودن را در مرد ایدآلشان دوست دارند، اما آنقدرها هم که شما فکر میکنید درگیر این مسائل نیستند. اگر میخواهید بدانید واقعاً به چه فکر میکنند، به مطالب زیر توجه کنید.
کمی احترام بگذارید. وقتی نوبت به احترام گذاشتن به خانم ها می رسد، مردهای ایرانی فرقی با بقیه مردهای جهان ندارند. خانم ها وقتی بشنوند که طرفشان در مورد زنان دیگر غیرمحترمانه صحبت می کند، خیلی سریع عقب می کشند. من با مردان زیادی روبرو بوده ام که به خاطر اینکه علاقه ای به من نداشتند، به خودشان اجازه میدادند که وقتی زن زیبایی می بینند آنها را جذاب قلمداد کنند یا زنانی که جذابیت کمتری دارند را به عناوین ناخوشایند بخوانند. حتی اگر این نحوه صحبت کردن به صورت شوخی هم بیان شود، باز اگر خانم ها ببینند که طرفشان زنان را نوعی شیء قلمداد میکند، آزرده خاطر خواهند شد.
مردها به صورت های دیگر هم می توانند احترامشان را به خانم ها نشان دهند. وقتی در را برای خانم ها باز می کنند، به آنها صندلی تعارف می کنند، یا او را تا اتومبیلش همراهی می کنند، در نظر خانم ها بسیار مؤدبانه می آید. اکثر مردها وقتی با یک خانم قرار ملاقات میگذارند، چنین رفتارهایی از خود نشان می دهند، اما با دوستان دختر معمولیشان چنین برخوردی ندارند.
با همه مهربان باشید. ممکن است تعجب کنید اگر بفهمید که خانم ها شما را حتی در عادی ترین برخوردهایتان با دیگران هم ارزیابی می کنند. آنها نه تنها به رفتار شما با خودشان، بلکه به نحوه برخورد شما با دیگران هم توجه می کنند. مهربانی، بخشندگی، و خدمت رسانی، از دیدگاه آنها خصوصیاتی قابل تحسین است.
ادامه مطلب
سه شنبه بیست و چهارم بهمن 1385
جان مادرتان غنی سازی را متوقف نکنید !
( اخيرا در محافل سياسی شايع شده که بدنبال تهديدهای جهانی٬ مقامات جمهوری اسلامی ميخواهند غنیسازی را متوقف کنند تا آبها از آسياب بخوابد و اوضاع به حالت عادی برگردد.)
آخه این چه کار غلطی است که شما میخواهید بکنید؟ غنی سازی از نان شب هم واجبتر است. چرا میخواهید آنرا متوقف کنید؟
انرژی هستهای حق مسلم ماست. اصلا ارث پدرمان است. باید حقمان را بدهند. همانطور که رئیس جمهور محبوبمان فرمودند پیشرفت کشور بدون دستیابی به بمب اتم محال است. شما یک نگاهی به کشورهای پیشرفته بکنید. همهشان بمب اتم دارند. حتی کشورهای فقیر و بیچاره هم با قرض و قوله رفتهاند و بمب و کلاهک اتمی خریدهاند. مثلا همین همسایه دیوار به دیوار خودمان (پاکستان) را ببینید. رفته چند تا بمب خریده گذاشته توی حیاط خونهاش و هی به ما پز میده. آخه تا کی توی در و همسایه خجالت نداشتن بمب اتم را بکشیم؟
آقاجان! سعادت و خوشبختی این مملکت فقط یک راه دارد و آنهم در دستیابی به انرژی هستهای است. تا کی میخواهیم از انرژیهای فسیلی و چراغ علاالدین و کپسول گاز و کرسی و منقل استفاده کنیم؟ ما میخواهیم آبگوشتمان را توی راکتور اتمی بپزیم . چه عیبی دارد؟
من از مسئولین محترم جمهوری اسلامی استدعا دارم گوش به حرف این و آن ندهند و غنیسازی را متوقف نکنند. محکم بایستند و یک قدم هم عقب نشینی نکنند.
والله بحضرت عباس ما کار و زندگی داریم. حوصله نداریم با توقف غنی سازی٬ اوضاع دوباره به حالت قبل برگردد و دوباره موش و گربه بازیها ادامه یابد و عمر حکومت طولانیتر شود.
منبع: ملا حسنی
چهارشنبه هجدهم بهمن 1385
در عجبم از مردمی که خود زیر شلاق ظلم وستم زندگی می کنند و بر حسین می گریند که آزاده زیست و آزاده مرد !
دکتر شریعتی
یکشنبه بیست و چهارم دی 1385
بدون شرح !
آيا فروش جهيزيه توسط همسر حرام است و مجازات دارد؟
ج: بله، اگر مردي وسايل همسر را (جهيزيه) بدون رضايت وي به فروش برساند، به عنوان فروش مال ديگري ميتوان عليه وي اقامه شكايت كرد.
پ.ن: شکایت؟ ![]()
یکشنبه پنجم آذر 1385
افکار توالتانه بچگی
یکشنبه بیست و هشتم آبان 1385

پیام اخلاقی : موقع میان ترم ها وبلاگ خوندن و وبلاگ نوشتن تعطیل!!!
حتی شما دوست عزیز!
یکشنبه بیست و یکم آبان 1385
نمونهای از باب اول گلستان من و سعدی
باب اول
در سیرت آخوندهایی که حاکم شدند.
مثل
آخوندی را شنیدم که به کشتن زندانیای اشارت کرد. بیچاره در حالت نومیدی آخوند را ناسزا گفت. که گفتهاند «آب که از سر گذشت دوفحش هم روی آن».
وقت ضرورت چو نماند گریز
خشونت طلب شود هر آدم تیز
آخوند پرسید «چه میگوید» یکی از برادران گفت « به خداوند دشنام میدهد» آخوند دستور داد قبل کشتن هفتاد ضربه شلاق هم زنندش. برادر دیگری که ضد او بود گفت «نشاید پیش آیتالله جز به راستی سخن گفتن. او آقا را دشنام داد و ناسزا گفت» آخوند روی در هم کشید و گفت «بعد زدن و قبل کشتن سالی هم زندانش کنید. من سیدم. خدا حق خود بخشد، توهین بر اولاد حضرت رسول نبخشد»
اندرز
بر طاق ایوان بدبختی نوشته بود:
جهان ای برادر بماند به هر کس
آفرین! دل اندر جهان بند و بس
بکن تکیه بر دنیا و مکن پُشت
که بسیار یک لا قبا چون ترا کشت
چو عاقبت میکَنَد جان یک لاقبا
چه تاجداری کشد او را چه اهل عبا
منبع: عبدالقادر بلوچ



