پیوندهای روزانه
- سخنرانی میرحسین در ورزشگاه کرج قطع شد/شعار مردم: بلندگو هم قطع بشه، موسوی اول میشه
- آرشیو کامل پوسترهای میرحسین موسوی
- تصوير خواهر آنخ ماهو کائن اعظم معبد آمون لو رفت!
- مدرک دکتر کردان !
- گویش شیرازی (سایت شهرداری شیراز)
- بررسي شبهه ازدواج عمر با ام كلثوم
- واقعا اینها کیک هستند ؟!
- چگونه غذای سلف را قابل تحمل کنیم
- بالاخره كردان جعلي بودن مدركش را تائيد كرد!
- سایت دانلود کتاب "کندو" - با لینک مستقیم
- کامپیوترم را دوست دارم چون...
- فتاوي ازدواج مجاهدين با دختران کوچک
- کشف پیکره نوزده متری بودا در بامیان
- ازدواج ناشيانه جوان دانشجو با مادر همکلاسي اش!!
- كلهپاچه مرغوب، دستي 11 هزار تومان
- آرشیو پیوندهای روزانه
چهارشنبه یازدهم شهریور 1388
پله پله تا خدا شدن
خیلی وقته دیگه با وبلاگم راحت نیستم، کم میام نت و بیشتر از زندگی واقعیم لذت می برم.
بالاخره نتایج فوق لیسانس اومد، مهندسی مخابرات گرایش میدان دانشگاه علم و صنعت!
دیگه وقتشه که بار و بندیلم رو ببندم و برم پایتخت!
از همون روزی که واسه کنکور فوق لیسانس تلاش کردم هدفم رفتن به تهران و پیشرفت بود! واسه خودم آرزوهایی دارم که باید یکی یکی به دستشون بیارم.
خدا رو شکر تلاشم هدر نرفت
تصمیم گرفتم فوق لیسانس رو با جدیت شروع کنم و به بهترین وجه تمومش کنم! امیدوارم بشه ![]()
پ.ن.۱. از تمام دوستانی که بهم تبریک گفتند و قراره تبریک بگن خیلی خیلی ممنونم.
پ.ن.۲. بعضی از افراد می بایست شعورشون رو همه جا به رخ بکشن! دوست محترمی که نظر خصوصی دادین، می دونم در قسمت تحتانی خودتون سوزش ایجاد شده اما بهتره به جای این الفاظ خودتون رو به یک روان پزشک معرفی کنید.
ممنونم ![]()
سه شنبه بیست و ششم خرداد 1388
کیک تولد تلخ!
پیروزی دکتر احمدی نژاد رو در انتخابات ریاست جمهوری اونم با رأی مردم! تبریک می گم. امیدوارم به فکر مردم و پیشرفت کشور باشند.
پی نوشت 1: چه حق، چه ناحق ایشون رئیس جمهور شدن رفت!
پی نوشت 2: این نتیجه منو واداشت که با جدیت تمام تو دوره فوق لیسانس درس بخونم تا بتونم از ایران برم.
پی نوشت 3: امروز تولدمه ! ۲۳ ساله شدم ![]()
پی نوشت ۴: زیاد خوشحال نیستم! چون به لطف انتخاب رئیس جمهور محبوب!!! پیامک قطعه و اکثر سایت ها فیل+تر شدن ! وبلاگم هم به زور آپ شد! از دوستانم کسی نتونست بهم تبریگ بگه! ![]()
شنبه نهم خرداد 1388
ارشد !
چند روزیه درگیر انتخاب رشته واسه فوق لیسانسم ! خیلی تحقیق کردم ، خیلی مشورت کردم و ...
نباید اشتباه کنم ! باید بهترین تصمیم رو بگیرم ، هم از لحاظ گرایش ، هم شهر و هم دانشگاه !
بین تهران و اصفهان و شیراز و همچنین بین گرایشهام (سیستم و میدان) باید انتخاب کنم !
بعضی افراد .... ( بهتره این جمله رو نگم )
پ. ن. ۱. از همه دوستانی که واسه ارشد واسم دعا کردند ممنونم.
پ. ن. ۲. رشته تحصیلیم مهندسی برق گرایش مخابرات است.
یکشنبه یازدهم اسفند 1387
یه جور دیگه ...

مدتیه نمی تونم با وبلاگم ، با دنیای مجازیم ، با دوستان مجازیم ارتباط برقرار کنم ...
دلیلش رو نمی دونم ! شاید از زندگی واقعیم بیشتر لذت می برم ، شاید کارهای مهم تری دارم ، شاید حس و حالش دیگه نیست ... شاید به علت اینترنت کم سرعته ... واقعا نمی دونم !
وابستگیم به نت خیلی کم شده !
تو وبلاگم راحت نیستم ! وقتی میام نت هیچ کار خاصی نمی کنم و دور خودم می چرخم !
به یک تحول نیاز دارم ... یه حس جدید ... یه نیروی جدید ...
در مهم ترین دوران زندگیم به سر می برم ، دورانی که باید بهترین تصمیم ها رو بگیرم و هر تصمیمم بقیه زندگیم رو تحت تاثیر خودش قرار خواهد داد ...
به دنبال یک راه برای خلاصی از این سردرگمی می گردم ! هیچ کس هم شرایط منو نمی تونه درک کنه !
ظاهرا هیچ مشکلی ندارم و در حقیقت با بزرگترین مشکل ها دست و پنجه نرم می کنم !
می تونم بی خیال باشم و مثل اکثر آدما خودمو بسپارم دست روزگار و همین جوری جلو برم ! اما دوست دارم متفاوت باشم ... دوست ندارم عادی باشم ! می خوام با بقیه فرق داشته باشم ...
باید فکر کنم ...
سه شنبه بیست و نهم بهمن 1387
فقط به خاطر تو
بدین وسیله رسما بازگشت پیروزمندانه پرستوی عزیز رو به جمع وبلاگ نویسان تبریک میگم![]()
امبدوارم دیگه بار آخرش باشه کنکور ارشد میده!(منظور اینه که امسال تهران قبول بشه)
همین طور پایداری و پر مطلبی وبلاگ خانم کپی رو آرزومندم
باشد که دیگر ترک نشود یا به معنایی کم کار هم نشود
جمعه چهارم بهمن 1387
دعا
سلام
فقط اومدم بگم برای قبولیم تو کنکور کارشناسی ارشد اونم دانشگاههای تهران دعا کنید ... ![]()
ممنونم ![]()
پی نوشت : یادتون باشه واسه تهران قبول شدن دعا کنید نه قبول شدن تنها !
سه شنبه بیست و هشتم آبان 1387
این روزها ...
این روزها زود چشمانم خیس می شود ...
این روزها کسی را دوست ندارم ...
این روزها خنده هایم تصنعی است ...
این روزها از خودم بدم می آید ...
این روزها زندگی ام بی معنی است ...
این روزها دلم خیلی تنگ است ...
این روزها خیلی تنهایم ...
این روزها با همه بد خلقی می کنم ...
این روزها برایم کابوس است ...
...
این روزها را دوست ندارم ...
پی نوشت : تویی که منو می شناسی و وبلاگم رو می خونی ، نگرانم نشو ... می خوام تنها باشم ...
یکشنبه سیزدهم مرداد 1387
دیدار
تو اگر با من و دلتنگ منی ...
یک به یک فاصله ها را بردار ...
چهارشنبه دوازدهم تیر 1387
مستقیم
وایسا که اووووووووومدم ...
جمعه هفتم تیر 1387
دلانه!
چه زیبا سرنوشتم را به دستش دادم...
دوستش دارم ...
شنبه یکم تیر 1387
دیگه برات مهم نیست بمیرم ؟
پی نوشت : کاملن خصوصی !
یکشنبه بیست و ششم خرداد 1387
تولدم مبارک...
تولدم مبارک ... ۲۲ ساله شدم ... الان تو اوج جوونی ام ...
پ.ن.۱. از تمام کسانی که سورپرایزم کردند ، از تمام کسانی که برای تبریک تولدم لحظه شماری می کردند ، از تمام کسانی که بهم تبریک گفتند ، از تمام کسانی که قراره بهم تبریک بگند ، از تمام کسانی که تو دلشون بهم تبریک گفتند ؛ تشکر می کنم و یه دنیا ازشون ممنونم ...
پ.ن.۲. روز تولدم رو با یه امتحان پایان ترم آغاز کردم ، دیشب نخوابیدم و تا الان هنوز سر پا هستم ، خدا رو شکر از امتحان راضی هستم وگرنه روز تولدم ممکن بود خراب بشه !
پ.ن.۳. همین ![]()
دوشنبه بیستم خرداد 1387
عاشقی
چقدر عاشق شدن سخته ...
چقدر عاشق بودن سخته ...
چقدر عاشق موندن سخته ...
شنبه چهارم خرداد 1387
معتاد شدم
پ.ن. توصیه می کنم اگر مرفه بی درد هستین بیاین اینجا معتاد شین ! اما اگه مثل من هستین اصلن رو لینک کلیک هم نکنید !
پنجشنبه دوم خرداد 1387
خدا خودش عادله
تا حالا دیدین وقتی زورمون به کسی نمی رسه ، می گیم خدا خودش عادله ؟! منم امشب این جمله رو گفتم :دی
شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387
هفته ای که گذشت
هفته ای پرکار و مفید ...
خستگی زیاد بعد از انجام کارها .....
یک حس خوب و رضایت بخش ....
جمعه سیزدهم اردیبهشت 1387
بازی وبلاگی
1. چند مورد از آرزوهای محال خود را بیان کنید.
آرزوی محال ؟ واقعیتش رو بخواین من خودم رو طوری تربیت کردم که دیگه آرزوی دست نیافتنی ندارم ، منظورم اینه که چیزهای غیرطبیعی که دست یافتن به اونا غیرممکنه جزو آرزوهام محسوب نمی شه !
ولی یه چیزایی رو دوست دارم : یکی اینکه می تونستم هر موقع خواستم نامرئی بشم و بقیه نتونن منو ببینند.
دوم اینکه ساعت برنارد که زمان رو نگه می داشت در اختیار داشتم ( مخصوصا شب های امتحان
همچنین می خواستم با آدم کوچولو ها رابطه داشتم و با اونا دوست می بودم ...
2. پنج دقیقه اول اتصال به اینترنت خود را شرح دهید.
خب من موقعی که به اینترنت وصل می شم ، اول از همه وبلاگم رو چک می کنم ، بعد یاهو مسنجر و ایمیل یاهو و جی میلم رو چک می کنم . ( فکر کنم 5 دقیقه تموم بشه
بعد ار اون هم توییتر رو باز می کنم ، بالاترین رو می خونم ، وبلاگهای به روز شده دوستان رو می خونم و ....
3. از چه هله هوله ای خوشت می آد ؟!
هله هوله ؟ خب همه چی ! شما بگین از چی بدن می آد ! ولی بیشتر چیزای شیرین رو می پسندم مثل : بستنی ، دلستر ، کیت کت ، هابی و ...
تموم شد
خب طبق معمول باید چند نفر رو به این بازی دعوت کنم ، ولی من می خوام از همه دعوت کنم حداقل یکی از این بازی ها رو انجام بدن ، اگه هم وبلاگ ندارند توی نظرات همین پست بازی رو انجام بدن...
البته یه دعوت نامه اختصاصی واسه افراد زیر دارم که حتما باید بازی رو انجام بدن :
خاطره گل خودم ، ستاره عزیزم ، آقا پویا ، مریم خانم اردکانی، زهرا خانم اچ بی، آقا محسن گل و گلاب
ممنونم
جمعه ششم اردیبهشت 1387
خانم کپی ، همچنان در صدر ...
هکر حرفه ای !!! پس چی شد ؟ چرا نتونستی هکم کنی ؟
حالا دیدی هکر واقعی کیه ؟ دیدی به چه راحتی وبلاگم رو پس می گیرم ؟
پی نوشت : بینندگان عزیز ، به زودی ماجرای هک شدن!!! دوباره ام رو واستون تعریف می کنم تا با هم بخندیم
منتظر باشین ، خیلی هکر !!! حرفه ایه !!! ![]()
چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1387
هکر حرفه ای !!!
سلام به دوستداران گل خانم کپی
امروز می خوام ماجرای هک شدن !!! وبلاگم واست تعریف کنم ( البته اگه بشه اسمشو بذاریم هک !
)
آقای هکر محترم !!! (ناتاشا خانم) که فکر می کنم فقط از کامپیوتر و اینترنت فقط خاموش و روشن کردن ، اونم از رو کاتالوگ رو بلد باشه ، چندی پیش به عنوان مهمان وارد خوابگاه شدند !
ایشون که فکر می کنم از جنگل تشریف اورده بودند و از انسانیت و زندگی اجتماعی بویی نبرده بودند ، با دیدن کامپیوترهای خوابگاه که نصب هر نرم افزاری روی اون ممکن است ( بچه های خوابگاه با هم دوستند و نیازی به ادمین و یوزر نیست ) نقشه هک کردن !!! به سرشون می زنه ![]()
خلاصه ایشون چون در زمینه هک خیلی خیلی خیلی ... حرفه ای بودند ، با نصب یک برنامه خیلی خیلی خیلی خفن و جاسوسی تونسته پسورد های بچه ها رو درو کنه !
یاد آور بشم که این نرم افزار خیلی خیلی خیلی خفن همون key logger خودمونه که دوره ی استفاده اش واسه من یکی بر می گرده به زمان طفولیت ! ![]()
خلاصه آقای هکر ما !!! (ناتاشا خانم)
بعد از زدن پسورد ها و هک جانانه اش به منزلشون (جنگل) تشریف بردند و از دلاوری هاشون برای دوستاشون (الاغ ها و کفتارها و لاشخورها ) تعریف کردند ...
خلاصه ، اینم از هک شدن وبلاگ من که تجربه ای برای شناختن حیوان های انسان نما شد ...
یاد آور بشم که خانم کپی اونقدر تو بلاگفا مهم هست که به این راحتی ها بشه وبلاگشو هک کرد
دوستدار همه شما ، پرستو ![]()
