تبليغاتX
خانم کپی - من رأي مي دهم زيرا...

پیوندهای روزانه

سه شنبه دوازدهم خرداد 1388

من رأي مي دهم زيرا...

دو كوهنورد سقوط كرده اند و از طنابي نازك در پرتگاهي عميق آويزانند. طناب توان تحمل وزن هر دو را ندارد. مي توانند آن قدر صبر كنند تا ناگزير ريسمان پاره شود و هر دو به عمق دره سقوط كنند. اما آن كه در انتهاي طناب آويزان است چاقوي اش را بيرون مي كشد و طناب را از بالاي سر خود مي برد، به عمق دره پرت مي شود و ديگري را نجات مي دهد. گاه از خود مي پرسم اگر من در اين موقعيت تراژيك گيرمي افتادم شجاعت چنين تصميمي را، در اوج نا اميدي داشتم؟! به گمانم انتخابات رياست جمهوري ايران، بسياري را در چنين موقعيت دشواري قرار داده است، انتخابي سخت اما ضروري! چنين است كه من تمام كساني را كه در عين درد و شايد نا اميدي، اما شجاعانه پاي صندوق مي ايستند و رأي مي دهند، مي ستايم.


مسلما انتظار معجزه و دگرگوني كلي شرايط را ندارم و بديهي است مشكلات و درگيريهاي تلخي كه در دوران خاتمي وجود داشت، ادامه خواهند يافت. اما من پاي صندوقي خواهم ايستاد و به ميرحسين موسوي راي ميدهم، زيرا به رغم همه ي ناكاميها و فريب هاي آشكار، اين بهترين امكان من براي خواست دمكراسي است. (به موسوي رأي مي دهم زيرا به رغم حرفهاي جذاب كروبي، احتمال موفقيت اش را كمتر مي بينم.)

من رأي مي دهم زيرا مطمئنم ايران بخشي از اين جهان است كه خواه نا خواه به سوي توسعه و مدرنيته پيش مي رود و هر چه قدر اين دگرديسي با هزينه هاي كمتري صورت گيرد به سود من خواهد بود.

من رأي مي دهم زيرا گمان ميكنم نجات ايران فقط با نهادينه شدن مدنيت مدرن ممكن ميشود، هر چند هزینه ي آن ناكامي هاي بزرگي است كه با تمام زندگي خود پرداخت مي كنيم.

من رأي مي دهم زيرا از جنگ، فقر و ويراني سرزمين ام مي ترسم.

من رأي مي دهم زيرا از تكه تكه شدن ايران مي ترسم.

من رأي مي دهم زيرا از اين كه در فرودگاههاي دنيا به من و هم وطنان ام توهين شود بيزار ام.

من راي ميدهم زيرا در هر كجاي جهان باشم شناسنامه ي من ايراني است و از اين كه با خواندن مليت ام به ريشخند نگاه ام كنند بيزارم.

من رأي مي دهم زيرا از آدم هايي كه تسليم نا اميدي مي شوند مي ترسم. زيرا مي دانم كشورم از كساني كه چون دايي جان ناپلئون در توهم توطئه زندگي كردهاند و ارادهي خود را انكار مي كنند، بدترين زخم ها را خورده است.

من رأي مي دهم زيرا از آدمهايي كه بار مسؤليت را به بهانه ي ترديد، خشم و ناكامي هاشان از دوش خود برمي دارند، ميترسم. من آدمهايي را كه از زخم هاي خود، توجيه اي براي بي تفاوتي نسبت به سرنوشت ديگران مي سازند، دوست ندارم.

من با اميد به تغييرات بزرگ رأي نميدهم. من رأي ميدهم زيرا اين تنها وسيله ي اثبات قدرت اراده ي من در سرزميني است كه بديهي ترين خواسته هايم انكار شده است.

من رأي مي دهم زيرا هنوز ايران را دوست دارم.

 

نوشته شده توسط پرستو در 22:14 |  لینک ثابت   •