تبليغاتX
خانم کپی - اگر پاییز، پاییز ِ ما نباشد...

پیوندهای روزانه

سه شنبه هفتم مهر 1388

اگر پاییز، پاییز ِ ما نباشد...

مشکاتیان رفت

چندی پیش شفیعی کدکنی هم از ایران رفته بود.

شجریان و بشیریه و کدیور و سروش و یوسفی اشکوری و …هم!

تابستان هم رفت.

چه اهمیت دارد که دیگر گرم نباشد، اگر گرمایی هست. اگر هستند و هستیم!

اگر پاییز، پاییز ِ ما نباشد بگذار بیاید. بگذار زنگ مدارس به صدا در بیاید. بگذار دانشجویان سر کلاسها حاضر شوند و جای عزیزان از دست رفته و یا عزیزان در بند گل بنشانند.

بگذار پاییز بیاید اما پاییز ِ ما نباشد.

websaz-autumn

بگذار صدای خنده های مستانه کودکان در مدارس شادمان کند. بگذار صدای زنگ تفریح مدرسۀ کنار خانه روحمان را تازه کند. بگذار این صدای خوش در شهرم بپیچد شاید که در و دیوار این شهر فراموش کند صدای گلوله را.

بگذار پاییز بیاید اما پاییز ِ ما نباشد.

بگذار خیابانها پر از کودکان شهرم شود. بگذار به جای دیدن کسانی که مثلا قرار است شهر را آرام کنند، دانش آموز و دانشجو در شهرمان پر شود. بگذار دخترکان شهرم در همان مانتو و شلوارهای مدرسه و همان مقتعه های رنگی شهرمان را رنگ کنند. سبز و سفید و سرخش مهم نیست. مهم این است که تو از سبزی خود جوانه بزنی!

بگذار پاییز بیاید اما پاییز ِ ما نباشد.

مهر را دوست دارم. هم خودش را هم همه کسانی که با مهر عجین شده اند و به مهر پیوسته اند.

مهر را دوست دارم و ایکاش مهر، مهر ِ من، مهر ِ تو و مهر ِ همه آنهایی باشد که این روزها گسترش دهنده مهربانی اند.

مهرتان پر مهر!

 

نوشته شده توسط پرستو در 16:31 |  لینک ثابت   •