تبليغاتX
خانم کپی - پررر!!!

پیوندهای روزانه

جمعه دوازدهم اسفند 1384

پررر!!!

 این روزها که می گذرد باز از حس غریبی پرم که آتشم میزند و به درونم می کشد.باز واژه هایم تقلای بودن و نبودن دارند و باز هوایی شده ام برا یکندن از همه چیز!!!نمی دانم چرا خدا بعضی چیزها را سر جایش نگذاشته !شاید من را هم قاطی خرت و پرت ها به دنیا فرستاده و یادش رفته من هم از آن سیب سهمی داشته ام!

شاید هم فراموشم کرده و پرونده ام را به بایگانی سپرده! تا روز مختومه شدن خاک می خورد و بعد!یک مهر قرمز بزرگ .یا شاید هم دارد امتحانم می کند و فردا پس فردا یک برگه آبی رنگ به دستم می دهد و رویش می نویسد!انتقالی!!یا می نویسد :مرخصی!!نمیدانم!

فعلا که در جایی هستم و در جایی نیستم خودم هستم و نیستم و هنوز هم تب نوشتن جمله های بی سر و ته می سوزاند و به وجدم می آورد...........

 

واژه ها ز من لبریز,یا من از خودم سیرم؟

گم شدم ,مرا دریاب,تا ترانه سر گیرم

واژه ها پر از حرفند,جمله ها پر از واژه

مردم از خطوط سرخ,بی ترانه میمیرم

 

 واژه ها ز من لبریز,من پر از نشاید ها

ترس از تو گفتن یا,گفتن از نباید ها

ترس مردن واژه,زیر پای قیچی ها

سر سپردن و تحقیر,در سرای باید ها

  

واژه ها پر از مکثند,جمله ها پر از تزویر

تو سکوت چشمانت,با ترانه ها درگیر

من در ارزوی تو,تو در آرزوی شعر

دور و بر همه ظلمت,واژه ها همه زنجیر!

 

 واژه ها همه مجرم!جرمشان هم آغوشی!

جمله ها فروخورده,غرقه در فراموشی

جمله ها جدا از هم,واژه ها تهی از تو!

شاعران همه مست اند,از شراب خاموشی!

 

 بی حضور گرم تو,واژه ها فروخورده

جمله ها همه خاموش,سرسپرده,سرخورده!

قصه ها پر از تزویر,بی حضور چشمانت

روح واقعیت هم,بی حضور تو مرده!

 

 من چو کودکی تنها,در هوای دستانت

زل زده به تصویری,در غروب چشمانت

می نویسم از تزویر,از همه نباید ها!!

بی رعایت هر چه,کرده خوار و پنهانت!

 

 واژه ها زمن سرریز,سینه ام پر از فریاد

مردم از فرو خوردن,مردم از غم و بیداد!

با دو چشم خون آلود,تن پر از دم شلاق!

میرسم به راهی نو,هر چه رفته باداباد!!

 

 هم پر ازهزاران حرف,هم زجان خودسیرم!

تو بیا مرا دریاب,بی ترانه می میرم!!!

می نویسم از کوچت,ای عدالت پنهان!

آبی خیالم باش,تا ترانه سرگیرم.......

 

یک انسان

نوشته شده توسط پرستو در 13:41 |  لینک ثابت   •