تبليغاتX
خانم کپی - چند بیتی شعر

پیوندهای روزانه

جمعه بیست و پنجم فروردین 1385

چند بیتی شعر

دوستان شرح پریشانی من گوش کنید          

داستان غم پنهانی من گوش کنید
قصه بی سر و سامانی من گوش کنید گفت وگوی من و حیرانی من گوش کنید
شرح این آتش جان سوز نگفتن تا کی سوختم سوختم این راز نهفتن تا کی

* * *

روزگاری من و دل ساکن کویی بودیم              ساکن کوی بت عربده‌جویی بودیم
عقل و دین باخته، دیوانه‌ی رویی بودیم بسته‌ی سلسله‌ی سلسله مویی بودیم
کس در آن سلسله غیر از من و دل بند نبود یک گرفتار از این جمله که هستند نبود

* * *

نرگس غمزه زنش اینهمه بیمار نداشت                سنبل پرشکنش هیچ گرفتار نداشت
اینهمه مشتری و گرمی بازار نداشت یوسفی بود ولی هیچ خریدار نداشت
اول آن کس که خریدار شدش من بودم باعث گرمی بازار شدش من بودم

* * *

عشق من شد سبب خوبی و رعنایی او         داد رسوایی من شهرت زیبایی او
بسکه دادم همه جا شرح دلارایی او شهر پرگشت ز غوغای تماشایی او
این زمان عاشق سرگشته فراوان دارد کی سر برگ من بی سر و سامان دارد

* * *

چاره اینست و ندارم به از این رای دگر که دهم جای دگر دل به دل‌آرای دگر
چشم خود فرش کنم زیر کف پای دگر بر کف پای دگر بوسه زنم جای دگر
بعد از این رای من اینست و همین خواهد بود من بر این هستم و البته چنین خواهدبود

این هم چند بیتی شعر بود از وحشی بافقی

نوشته شده توسط در 21:9 |  لینک ثابت   •