تبليغاتX
خانم کپی -

پیوندهای روزانه

جمعه بیست و هفتم آبان 1384

آرزو
زل زده بود به دختر کناريش...
 و چشم از او بر نميداشت ..
 از آن دخترهای تيکه روزگار بود.. لوند..
 دوست داشتنی..
با چشم های درشت مشکی..دماغ کوچک سربالا.. لپ های خوشگلی هم داشت..
 يک چیز خوشگل قرمز هم توی دهنش بود..
 
 هر چقدر نگاهش میکرد سیر نمیشد..
 لامصب دخترک یک نیم نگاه هم به او نمی انداخت.. داشت کفریش میکرد.. گریه اش گرفته بود..ناگهان بغضش ترکید و شروع کرد به زمین و زمان فحش دادن..
 مامانش آمد.. گفت پسر گلم چی شده مامان.. پوشکتو خیس کردی؟ گرسنه ای؟
 تو دیگه مردی شدی ۴ ماهته.. از این دختر خاله ات یاد بگیر...از تو کوچولوترم هست..

بغضش را جمع و جور کرد..زل زد به پستونک قرمز توی دهن دخترخاله اش و ارزو کرد ايکاش ماله اونم به جای آبی قرمز بود....
 
نی نی
 

دهنتو ببند!

اولين چيزی که تو زندگيت ياد می‌گيری اينه که دهنتو ببندی! اول به زور: به اين نگو من پشت سرش حرف زدم. به اون نگو مامان يا بابا خونه‌ن! به مدرسه نگو ديشب مهمونی بودی. به همکلاسيت نگو سوالای امتحان چی بود.
اولاش سخته برات مفهوم نيست که چرا نبايد گفت. ولی بعدش يواش يواش خودتم ياد می‌گيری که بهتره دهنتو ببندی. هر از چند گاهی بايد يه تو دهنی به خودت بزنی که چرا جلوی فلان کسک که تا حالا اند رفاقت بود اين حرفو زدی. دو روز ديگه چنان برات دولا پهناش می کنه تحويل خودت ميده که بيا و ببين.
کم کم می فهمی اگه از دوستات با خانواده درد دل کنی تا آخر عمر بهت ميگن همون دوستت که فلان جور بود؟ اگه يه کلمه حرف که يه ذره از سر دلت پايين تر ميره بزنی تا سالها بايد جوابشو پس بدی!
نه جانم يه خطکش بردار يه خط کلفت بکش. از اون خط به پايين ممنوع. دهنتو ببند. چيزايی که بايد براشون يه ذره بيشتر تو خودت دقيق شی رو نگو. می دونم از کشفشون هيجان زده‌ای ولی جزء منطقه ممنوعه‌ن، دهنتو ببند. اين جوری همه‌مون راحتتريم.

نتيجه‌گيری: کی ميگه آموزشهای کودکی بدن؟ بايد همه چيز رو تجربه کرد؟ پدر و مادرا ديگه ايده‌هاشون قديمی شده؟ نه جانم! وقتی بهت ميگن حرف نزن می دونن چه خبره! پس دهنتو ببند.

وروجک

؟!

نوشته شده توسط پرستو در 12:31 |  لینک ثابت   •