تبليغاتX
خانم کپی -

پیوندهای روزانه

پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1385

یكی دو روز دیگر از پگاه ... چو چشم باز میكنی ... زمانه زیر و رو ... زمینه پر نگار میشود ...

زمین شكاف میخورد ... به دشت سبزه میزند ... هر آنچه مانده بود زیر خاك ... هر آنچه خفته بود زیر برف ... جوان و شسته رفته آشكار میشود ...

به تاج كوه ... ز گرمی آفتاب، بلور برف آب میشود ... دهان دره ها پر از سرود چشمه سار میشود ...

نسیم هرزه پو ... ز روی لاله های كوه ... كنار لانه های كبك ... فراز خارهای هفت رنگ ... نفس زنان و خسته می رسد ... غریق موج كشتزار میشود ...

در آسمان ... گروه گله های ابر، ز هر كناره میرسد ... به هر كرانه میدود ... به روی جلگه ها غبار میشود ...

در این بهار ... آه ... چه یادها ... چه حرفهای ناتمام ... دلی پر از آرزو ... چو شاخ پر شكوفه، باردار میشود ...

نگار من

امید نوبهار من

لبی به خنده باز كن ...

ببین چگونه از گلی ...  خزان باغ ما بهار میشود !!

 

 

نوشته شده توسط پرستو در 23:34 |  لینک ثابت   •