پیوندهای روزانه
- نقشه جدید شهر تهران ( واقعا زیبا و حرفه ای )
- مایکروسافت از گذشته تاکنون
- بیل گیتس فردا مایکروسافت را ترک می کند
- خودکشی دو دانشجو و سكوت وزارت علوم
- حاشيه اي بر طرح ربودن احمدينژاد - صادق زيباكلام
- دانلود چند فیلم نایاب مخملباف
- مامان جون شیر این خانمه خوشمزه تره !
- باز کردن در بطری دلستر بدون در باز کن!
- قتل یک بسیجی در کرج
- بزرگترین سگ های دنیا
- بوسه بر گونه های سردار !
- خاتمی و دوستان دختر و پسرش !
- افشین قطبی و زنش !
- لانه سازی و تخم گذاری دو پرنده در جایزه ویژه بانک!
- هنگامیکه یک ایرانی بخواهد به انگلیسی نامه بنویسد!
- آرشیو پیوندهای روزانه
دوشنبه بیست و چهارم مهر 1385
چگونه يك خواننده محبوب و مردمي و پولدار شويم؟
ارژنگ حاتمي، در وبلاگ خود به نام تنظنوشتهها با نگاهي هجوآلود به برخي از ترانهخوانها پرداخته است. او براي خواننده «محبوب و مردمي و پولدار» شدن راهنماي سادهاي نوشته است!
1ـ اولين قدم براي وارد شدن به عرصه هنر، قهر كردن با مادر است، مگر نشنيدهايد كه ميگويند: «هر كس از مادرش قهر كرد، رفت خواننده يا بازيگر شد؟!»، البته اگر خيلي بچه ننه هستيد و نميتونيد با مادرتون قهر كنيد، فقط يك راه ديگه داريد و اون هم اين است كه به باباتون بگيد بره و يك زن ديگه هم بگيره و شما از ننه دوميتون قهر كنيد!!
2ـ اكنون شما بايد به دنبال ترانه بگرديد، اما چون پول نداريد ... ببخشيد چون ترانهسراها را قبول نداريد تصميم ميگيريد از خودتان شعر در كنيد! براي اين كار لازم است به دور و ور خود نگاه كنيد و نام هر چيزي را كه ميبينيد بسراييد، البته راههاي فراوان ديگري هم براي ترانهسرايي هست كه در مقال نميگنجد.
3ـ نگاهي به دور و بر خود بيندازيد، چه ميبينيد؟ يك اتاق به هم ريخته... نه كمي نگاهتان را وسعت دهيد ... حالا چي ميبينيد؟ ... درست است يه عالمه استعداد كه هنوز كشف نشدهاند، حتما شما پسرخاله و يا پسر عمويي داريد كه گيتار زدن بلد باشد، پس سريعا با خانه عمه و خالهتان تماس بگيريد و با آنها بگوييد خواننده شدهايد و به نوازنده نياز داريد، آنها هم سريعا از شما ميخواهند اجازه دهيد برايتان آهنگ بسازند!
4ـ به وزارت ارشاد برويد و كمي خواهش و تمنا كنيد كه به آلبوم شما مجوز ندهند، اگر هم مجوز دادند باز هم عيبي ندارد شما كار خودتان را بكنيد يعني سري به نشريات زرد بزنيد و بگوييد كه دستهايي پنهان، چشم ديدن موفقيت شما را ندارند و تهديد كنيد از كشور ميرويد!
5ـ پرواز به آن طرف آبها، براي شروع دبي خوب است (چون بيشتر از اون پول بليت نداريد!)، اكنون شما به يك شبكه 24 ساعته دعوت ميشويد كه حرف بزنيد، براي محبوبيت هم كافيست جلوي دوربين گريه كنيد و بگوييد دلتان براي كشور و كوچههاي شهرتون تنگ شده ... اصلا بهتره يه شعر هم در اين مورد بخونيد:
مي خوام بيام به ايرون تو صف نون بمونم ... اونجا واسه خودم و ننهام بخونم
اينجا دلم گرفته، يه همزبون ندارم ... اينجا حتي «لپ لپ» هم نداره!
(اصلا مهم نيست كه شعرتون قافيه و وزن نداشته باشه، مهم حس شماست كه منتقل ميشه!)
6ـ نگاهي به خود بيندازيد ... چه ميبينيد؟ يك جوان، موي بلند، روي سياه، ناخن كثيف؟! نه ... بهتر به خود نگاهي بيندازيد ... چي ميبينيد؟ چي؟ يك جوون منحرف غربزده بيخانمان؟! ... اصلا بهتره خودم بگم، شما الآن به آرزوي خودتون رسيدهايد، اكنون شما يك خواننده محبوب هستيد كه حتي در روستاها هم پوسترها و CD هاتون خريد و فروش ميشه، و هر روز چند كنسرت ميگذاريد.
7ـ حالا وقت آن است كه كمي به گذشته خود فكر كنيد و به ياد آوريد چه كسي شما را راهنمايي كرد تا يك خواننده شويد؟! كمي معرفت داشته باشيد و حداقل يك امضا به من بدهيد!
