پیوندهای روزانه
- چگونه غذای سلف را قابل تحمل کنیم
- بالاخره كردان جعلي بودن مدركش را تائيد كرد!
- سایت دانلود کتاب "کندو" - با لینک مستقیم
- کامپیوترم را دوست دارم چون...
- فتاوي ازدواج مجاهدين با دختران کوچک
- کشف پیکره نوزده متری بودا در بامیان
- ازدواج ناشيانه جوان دانشجو با مادر همکلاسي اش!!
- كلهپاچه مرغوب، دستي 11 هزار تومان
- داستان تلخ جمع آوری دیش ها | عکس
- بازی LOST برای موبایل با فرمت جاوا
- بیش از 150 موتور جستجو!
- نقشه جدید شهر تهران ( واقعا زیبا و حرفه ای )
- مایکروسافت از گذشته تاکنون
- بیل گیتس فردا مایکروسافت را ترک می کند
- خودکشی دو دانشجو و سكوت وزارت علوم
- آرشیو پیوندهای روزانه
یکشنبه پنجم آذر 1385
افکار توالتانه بچگی
یاد کودکیبه خیر که انقدر آدم ساده است. امروز همینجوری یاد اینها افتادم و کلی با خودم به خودم خندیدم.
وقتی بچه بودم فکر میکردم خانوم معلمها هیچ وقت توالت نمیرن. اصرار هم داشتم به همه بگم معلمها تو دستشویی مدرسه فقط دستهاشون رو میشورن و کلن جیش یا کار دیگه کردن فقط مال ما بچه های بی ادب و دون پایه و دوست و آشناهای خودمونه. هیچ کسی هم نتونست من رو مجاب کنه.
وقتی بچه بودم فکر میکردم اگه تو توالت به خدا و قرآن و پیغمبر فکر کنم گناه کردم. جالبه هر وقت هم میرفتم دستشویی همین چیزها یادم میومد و من همش درگیر عذاب وجدان بودم و کاری که میکردم زهر میشد بهم.
بچه که بودم همش فکر میکردم چرا وقتی جمعه ها خونواده عمه ه میان خونه ما توالت خونه ما بوی توالت خونه اونها رو میگیره. بعدن فهمیدم مال خوارک مرغی هست که مامان و عمه عین هم درست میکردن.
خدا میدونه این همه فکر درگیر موضوع توالت از کجا تو مغز من رفته بود.
در حاشیه بی ربط: توبچگی یه بار شوهر عمه ازم پرسید تو که انقدر درس خونی بگو ببینم بزرگترین پستاندار دنیا چیه؟ من هم گفتم عمه نسرین( عمه مامانم که یه دویست کیلویی بود و هر وقت میدیدمش هیبت سینه هاش منو میخکوب میکرد.)
اون عمه از شدت مریضی قند لاغر شد اما این برچسب از همون موقع روش موند که موند.
منبع: خانوم حنا
پ.ن. اکثر وبلاگ نویس های معروف همه حرفای دلشونو می زنند!!! این درسته؟ 
نوشته شده توسط پرستو
در 9:54 | لینک ثابت
•
