پیوندهای روزانه
- نقشه جدید شهر تهران ( واقعا زیبا و حرفه ای )
- مایکروسافت از گذشته تاکنون
- بیل گیتس فردا مایکروسافت را ترک می کند
- خودکشی دو دانشجو و سكوت وزارت علوم
- حاشيه اي بر طرح ربودن احمدينژاد - صادق زيباكلام
- دانلود چند فیلم نایاب مخملباف
- مامان جون شیر این خانمه خوشمزه تره !
- باز کردن در بطری دلستر بدون در باز کن!
- قتل یک بسیجی در کرج
- بزرگترین سگ های دنیا
- بوسه بر گونه های سردار !
- خاتمی و دوستان دختر و پسرش !
- افشین قطبی و زنش !
- لانه سازی و تخم گذاری دو پرنده در جایزه ویژه بانک!
- هنگامیکه یک ایرانی بخواهد به انگلیسی نامه بنویسد!
- آرشیو پیوندهای روزانه
دوشنبه بیست و دوم مرداد 1386
نامه ای از اینشتین
دارم کتابی میخوانم دربارهی نامهنگاریهای اینشتین با آدمهای گوناگون. پاراگراف زیر بخشی از یک نامه است که آینشتاین در سال ۱۸۹۸ به خواهرش نوشت. اینشتین آن زمان ۱۹ سال داشت و در مؤسسهی تکنولوژی زوریخ درس میخواند.
چیزی که بیش از همه ناراحتام میکند، وضع بد [مالی] پدر و مادر فقیرمان است. به علاوه، خیلی ناراحتکننده است که من، بهعنوان یک آدم بالغ، مجبورم بیکار بنشینم بدون این که کاری از دستام برآید. من چیزی جز یک بار اضافی بر دوش خانواده نیستم…. واقعن فکر میکنم بهتر بود هرگز به دنیا نمیآمدم. تنها چیزی که گاهی من را حفظ میکند و موقع ناامیدی به آن پناه میبرم این است که همیشه آن چه را در محدودهی توان اندکام بوده، انجام دادهام و این که در طی این سالها، هرگز به خودم اجازه ندادهام تفریح یا سرگرمیای غیر از درس داشته باشم.
مدتی بعد وضع مالی پدر و مادر کمی بهتر میشود. اینشتین یک نامهی دیگر به خواهرش مینویسد و میگوید:
یک مقدار کار است که باید انجام دهم، البته نه خیلی زیاد. خب، حالا دوباره وقت دارم که یک مقدار در مناطق زیبای زوریخ دور بزنم. به علاوه، خیلی خوشحالام که نگرانیهای پدر و مادر تمام شده است. اگر همه مثل من زندگی میکردند، یقین دارم که هیچ رمان عاشقانهای نوشته نمیشد.
منبع: