تبليغاتX
خانم کپی - خوشحالم ...

پیوندهای روزانه

جمعه بیستم مهر 1386

خوشحالم ...

اول از همه : عیدتون مبارک

و بعد از اون :

چه خوبه آدم یکی رو داشته باشه باهاش درد دل کنه ، یکی که بتونه باهاش راحت باشه ، یکی که حرفشو بدون قصد و غرض بشنوه ...

بعضی وقت ها دل آدم بد جوری می گیره ، قبلنا راحت می تونستم تو وبلاگم بنویسم و با خودم درد دل کنم...

یه جورایی خالی می شدم...

اما الان خیلی از دوستان و آشنایان وبلاگم رو می خونن ! یه کسایی به وبلاگم سر می زنند که خودم از تعجب شاخ در می آرم !

واسه همین یه کم با وبلاگم غریب شدم ، حرفای تو وبلاگم مال من نیست ، خیلی هاشو من نمی گم ، فشار بالا سرم مجبورم می کنه اینارو بگم ...

الانم نمی خوام بگم درد و غصه ای دارم ، نه ! فقط میخوام شما که وبلاگ منو میخونی بدون قصد و غرض بهش نگاه کنی و واسه خودت فکر و خیال نکنی ...

چند روزه حس جدیدی دارم ، حس نو شدن ، حس فرار از یکنواختی ، حس تنها موفق شدن !

قبلنا از تنهایی می ترسیدم ، اما الان نگاهم به تنهایی یه جور دیگه شده ، تنهایی رو باید دوست داشته باشم ، چون من رو به هدفم نزدیک و نزدیکتر می کنه ...

باید خوشحال باشم، باید شاد زندگی کنم، باید از همه چیز خوبی هاش رو ببینم ...

اطرافیانم رو دوست ندارم ، ولی باید هم تنها و هم با اونا باشم! امیدوارم بتونم موفق بشم ...

خیلی ها بهم چشم امید دارند ، همین فشارها منومجبوذ می کنه به جلو برم و دست از تلاش بر ندارم...

خوشحالم ...

خوشحالم از اینکه خوشحالم ...

 ***

امروز نه آغاز و نه پایان جهان است

                                             ای بس غم و شادی که پس پرده نهان است

گر مرد رهی غم مخور از دوری و دیری

                                             دانی که رسیدن هنر گام زمان است

دل بر گذر قافله لاله و گل داشت

                                             این دشت که پامال سواران خزان است

از راه مرو سایه که آن گوهر مقصود

                                            گنجی است که اندر قدم راهروان است

نوشته شده توسط پرستو در 19:12 |  لینک ثابت   •